<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>www.aboozar.blogfa.com</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/</link>
<description>کتابخانه ابوذر خالده تاسیس سال 1357</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 15 Dec 2005 04:38:16 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گفتگوی خواندنی با غول برره!</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;F:\840922.ahmad-irandoust.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سرمان پایین است و دستمان مشغول نوشتن. سایه ای روی میز می‏افتد. اعتنایی نمی‏كنیم. سایه نزدیك تر و بزرگ تر می‏شود. باز هم اعتنایی نمی‏كنیم. سایه بزرگ می‏شود، صدای قدم‌های ‌سایه، واضح و بلند به گوش می‏رسد. سایه همة میز، ما و همة كف دفتر تحریریة مجله را می‏گیرد. دیگر نمی‏توانیم اعتنایی نكنیم. سرمان را بالا می‏كنیم. او یك غول است. دهانش را باز می‏كند. دستش را جلو می‏آورد. چیزی نمانده كه همه مان را یك جا بخورد. دستش را جلوتر می‏آورد و دهانش را بازتر می‏كند: سلام. من احمد ایراندوست هستم. همان غول برره. بچه آبادان است و 34 سال دارد. ازدواج هم كرده و یك دختر كوچولوی شش ماهه دارد. می‏گوید سال 68 قهرمان بوكس ایران بوده. بعد رفته دوبی و آن جا هم مدت زیادی بادیگارد شیخ محمد (حاكم دوبی) بوده. گاهی اوقات هم وقتی آدم‌های ‌معروفی مثل نیكلاس كیج، ماریاكری و برایان آدامز به دوبی می‏آمدند، او بادیگارد آن‌ها ‌می شده. قرار است با ورود حسن شكوهی به شب‌های ‌برره، او را بیشتر در این مجموعه ببینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* غول برره یك دفعه از كجا پیدا شد؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- رفته بودم سر لوكیشن برره كه یكی از دوستان قدیمی ام (محسن چگینی، تهیه كننده كار) را ببینم. آقای مدیری من را دید و گفت: دوست داری بازی كنی؟ گفتم: بدم نمی‏آید. مخصوصا این كه ده سال هم از سینمای ایران دور بودم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* یعنی توی این ده سال در خارج از كشور توی سینما فعالیت داشتید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- آره. توی دوبی با جكی شرف (بازیگر هندی) فیلم آن را بازی كردم. یك فیلم هندی بود كه توی دوبی فیلم برداری می‏كردند. توی بالیوود بازیگرهای هندی ارج و قرب زیادی دارند، مثلا تا از ماشین پیاده می‏شدند یك نفر سریع با چتر می‏دوید طرف شان تا یك وقت آفتاب صورت شان را نسوزاند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* قسمت اولی كه شما را توی سریال برره نشان دادند، خیلی‌ها ‌می گفتند این، كار كامپیوتر است.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- اتفاقا توی خیابان هم كه مردم من را می‏بینند، می‏گویند آقا، آن جا چیزی زیر پایت گذاشته بودی؟ توی امارات هم كه بودم، مجله گلف نیوز، مدام می‏آمد سراغم. آن جا به اصطلاح به ما می‏گفتند ابراج امارات. چون از این لباس‌های ‌بلند عربی هم می‏پوشیدم، هیكلم بیشتر به چشم می‏آمد. به&amp;nbsp;من می‏گفتند برج عرب.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* قدتان چقدر است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- دو متر و ده سانت. وزنم هم 142 كیلو است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* ورزش هم می‏كنید؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- من قهرمان بوكس بودم. سال 68 به خاطر شكستگی فكم دیگر نتوانستم ادامه بدهم. توی دوبی هم به خاطر همین هیكلم، مرافق شیخ بودم. یعنی در اصل، بادیگارد و مربی شیخ بودم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* توی برره نمی‏خواهید بوكس كار كنید؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- مردم برره خیلی مبتدی هستند. خودتان كه دیده اید. هر چیزی كه می‏شود، مدیری می‏پرسد: این یعنی چه؟ بنابراین، ورزش به آن صورت، توی برره راه پیدا نكرده! البته توی آن قسمت كه فوتبال بود، قرار بود من دروازه بان باشم كه چون بچه‌ها ‌فكر كرده بودند من به دوبی برمی گردم یك نفر دیگر را دروازه بان كرده بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* این صداهایی كه غول از خودش درمی آورد، از كجا آمده؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- از خودم. اتفاقا سر صحنه، بچه‌ها ‌هم تعجب كرده بودند. می‏گفتند این صداها را از كجا در می‏آوری؟ الان توی خیابان كه رد می‏شوم، مردم داد می‏زنند بوآاااا. مخصوصا بچه‌ها ‌خیلی از غول خوششان آمده. چند روز پیش، از جلوی یك دبستان رد می‏شدم كه بچه‌های ‌مدرسه، من را دیدند. یك دفعه ریختند بیرون. مدرسه تعطیل شد! همه ریخته بودند دورم و امضا می‏خواستند. مجبور شدم دو ساعت، آن جا باشم. خانم مدیرشان هم رفت یك دوربین آورد كه عكس بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* بازیگری را از كی شروع كردید؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- از سال 68. ولی از سال 62 توی مدرسه راهنمایی توحید با بچه‌ها ‌تئاتر كار می‏كردیم. آن موقع، خشایار اعتمادی هم تك خوان گروه سرودمان بود. یك مدتی هم توی برنامة صبح جمعه با شما با مرحوم فرهنگ مهرپرور كار می‏كردم، چون تقلید صدایم خیلی خوب است. آن موقع، سرود آمریكا آمریكا را به صورت محتكر محتكر در آوردیم و با تقلید صدای خواننده اصلی اش خواندم. (و یك تكه از سرود را برای ما می‏خواند.) بعد توی پرواز پرستوها (ابوالقاسم طالبی) نقش یك افسر عراقی را بازی كردم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* سایز خانواده تان هم همین طوری درشت است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- آره. یكی از پسر عموهایم قهرمان بوكس انگلیس است. اسمش راشد است، ولی به اش می‏گویند ری. پدرم هم قهرمان كشتی ایران بود و همرزم جهان پهلوان تختی: شهاب ایراندوست. الان عكس پدرم و آقای تختی، آرم كشتی پهلوانی ایران است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* خنده تان هم می‏گیرد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- اصلا. وقتی می‏روم سر صحنه، می‏روم توی حالت ذن. فكر می‏كنم واقعا غول ام و حالا باید به عنوان غول، نقشم را بازی كنم. شخصیت غول، یك شخصیت خشن و در عین حال مهربان است. در واقع، یك غول با چهره مثبت است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* خب این غول مثبت، قرار است به كجا برسد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- غول، نهایتا توی برره می‏ماند و سر و سامان می‏گیرد. از جنگل و كوه و خشونت، كاملا جدا می‏شود و یكی از اهالی برره می‏شود. یك انسان ایده آل.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* توی خانه هم احساس می‏كنید كه هنوز غول برره هستید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- بعضی شب‌ها ‌احساس می‏كنم كه سیامك روی این بازویم خوابیده و مهران روی این یكی بازویم. سیامك می‏گفت: رابین هود برره كم بود، جان كوچولو هم اضافه شد! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* دوست دارید توی چه فیلمی بازی كنید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- فیلم‌های ‌اكشن، فیلم‌های ‌جنگی، فیلم‌های ‌ورزشی مثل راكی و رمبو.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* توی امارات، از این فیلم‌ها ‌بازی می‏كردید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- نه. آن جا توی یك شركتی بودم كه ما را برای بادیگارد شدن استخدام كرده بود. مثلا من بادیگارد ویتنی هیوستون، ماریا كری، نیكلاس كیج، استینگ، تایگروود (قهرمان بوكس جهان) و... بوده ام. نیكلاس كیج از هیكل من تعجب كرده بود. می‏گفت: توی ایران هم همچین سایزی پیدا می‏شود؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* از بادیگاردی تان خاطره ای ندارید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- یك بار برایان آدامز برای كنسرت آمده بود آن جا. این آدم، گیتارش را از خودش جدا نمی‏كرد. دستشویی هم كه می‏رفت، گیتارش را می‏برد و تمرین می‏كرد. من هم از بیرون، تقلید صدایش را كردم. بیچاره فكر كرده بود اكوی صدای خودش است. بعد آمد بیرون، گفت: احمد، تو بودی؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* وقتی می‏خواهید سوار ماشین شوید، مشكلی ندارید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;چرا، خیلی سخت است. البته الان شانس آورده ام كه صندلی جلو، یك نفره شده. ماشین‌های ‌توی ایران، اكثرا كوچك هستند. وقتی می‏نشینم، پاهایم می‏رود بالای داشبورد. خیلی وقت‌ها ‌هم كه راننده‌ها ‌من را می‏شناسند، می‏گویند: برو صندلی عقب، راحت بنشین. كسی را سوار نمی‏كنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* تا حالا شده كه فیلمی را ببینید و دلتان بخواهد كه كاش جای فلان نقش، بازی می‏كردید؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- خیلی. مثلا نقش مالك&amp;nbsp;اشتر توی سریال امام علی برایم این طوری بود. همیشه دوست داشته ام كه توی فیلم‌های ‌تاریخی و مذهبی بازی كنم. دوست دارم یك سریال در رابطه با كربلا ساخته شود و تویش بازی كنم. می‏دانید، هنرمند زمانی هنرمند است كه اشكش اشك مردم باشد و لبخندش لبخند مردم. زمانی كه گریه می‏كند، تمام 70 میلیون باهاش بگریند و زمانی كه می‏خندد، 70 میلیون همراهش بخندند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;منبع: هفته‌نامه «همشهری جوان» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2005 04:38:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رشوه نیم میلیون دلاری سیروس ناصری برای شركت در قراردادهای نفتی</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;F:\840923.naseri-siroos.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اولین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان شركت نفتی اورینتال كیش اویل مسئله رشوه بیش از نیم میلیون دلاری از حساب سوئیس سیروس ناصری به مشاور عالی شركت نفت و گاز پارس برای موفقیت در قراردادهای نفتی از سوی نماینده دادستان اعلام شد.&amp;nbsp;&lt;BR&gt;اولین جلسه علنی رسیدگی به پرونده متهمان شركت نفتی اورینتال كیش اویل در غیاب سیروس ناصری، نایب رئیس هیات مدیره شركت كیش اورینتال و عضو سابق پرونده هسته‌ای ایران، كه حاضر به بازگشت به ایران نشده است، امروز در شعبه 1192 دادگاه عمومی جزایی مجتمع قضایی ویژه امور اقتصادی تهران برگزار شد. &lt;BR&gt;به گزارش&amp;nbsp;فارس، در این جلسه دادگاه كه به ریاست قاضی موسوی برگزار شد، سید مرتضی حسینی، نماینده‌ی مدعی‌العموم، كیفرخواست متهمان پرونده را قرائت كرد و سپس هر كدام از متهمین و وكلا به دفاع پرداختند. &lt;BR&gt;در اولین جلسه رسیدگی به این پرونده، قاضی موسوی، نام متهمین پرونده را به ترتیب احمدرضا كاظمی نجف‌آبادی مدیرعامل سابق هواپیمایی و مشاور عالی شركت نفت و گاز پارس، رضا ماجدی، مهرداد صفدری مدیرعامل شركت اورینتال اویل كیش آزاد با معرفی كفیل، محمد جواد خادمی و رسول رازی ذكر كرد. &lt;BR&gt;بر پایه این گزارش، نماینده مدعی‌العموم در سخنان خود گفت:‌ آقای احمدرضا كاظمی نجف‌آبادی متهم به اخذ رشوه به میزان نیم میلیون دلار و 129میلیون تومان و اخذ پورسانت از شركت نفتی gdc ژاپنی به میزان 32 هزار دلار در خلال سفرش به دوبی به انضمام هزینه سفر خانوادگی به دوبی، سنگاپور و ژاپن جمعاً به مبلغ 97 هزار دلار آمریكا، است. &lt;BR&gt;وی افزود:‌ آقای مهرداد صفدری، مدیر عامل شركت اورینتال كیش اویل، نیز متهم به پرداخت رشوه به میزان نیم میلیون دلار و 129 میلیون تومان به احمد رضا كاظمی و پرداخت رشوه به آقایان رازی، خادمی و ماجدی است. &lt;BR&gt;به گفته نماینده مدعی‌العموم، رسول رازی نیز متهم به اخذ رشوه به میزان 14هزار دلار آمریكا و 4 میلیون و پانصد هزار تومان و 15 هزار درهم امارات از مهرداد صفدری، همچنین محمد جواد خادمی متهم به اخذ رشوه به میزان 10 هزار دلار آمریكا در سفر به دوبی و رضا ماجدی متهم به اخذ رشوه به میزان 48 هزار دلار آمریكا هستند. &lt;BR&gt;نماینده مدعی العموم، پس از قرائت كیفرخواست، با اشاره به تحقیقات و اقاریر متهمان، بزه متهمان را مسلم دانست و از دادگاه خواست به استناد ماده 3 قانون مبارزه با ارتشا، اختلاس و كلاهبرداری به اتهامات نامبردگان رسیدگی كند. &lt;BR&gt;بر پایه این گزارش، احمدرضا كاظمی نجف‌آبادی اولین متهم پرونده در جایگاه حاضر شد و ضمن توضیح روند و سیر مراحل تشخیص صلاحیت كمپانی‌های نفتی برای شركت در مناقصات در كمیسیون ویژه شركت ملی نفت و این كه در هیچ یك از مراحل خطایی صورت نگرفته است، در دفاع از دلیل دریافت رشوه توسط خود گفت: مراجع تصمیم‌گیر و مقررات به قدری در این پروژه‌ها متعدد است كه فرد یا افرادی نمی‌توانند با اخذ رشوه، قراردادی را تحت تاثیر قرار دهند، لذا علت برنده شدن نهایی شركت اورینتال كیش ظرفیت‌های فنی و مالی آن بوده است. &lt;BR&gt;در ادامه دادگاه اعلام گردید كه مشاور عالی شركت نفت و گاز پارس كه مسئول پروژه‌های منطقه پارس جنوبی بوده ماهانه مبلغ ‌30 میلیون ریال را در مدت ‌29 ماه به عنوان رشوه از سیروس ناصری و مهرداد صفدری دریافت كرده است. &lt;BR&gt;متهم ردیف اول پرونده در این باره گفت: با توجه به شناخت و دوستی دیرینه‌ای كه با آقای سیروس ناصری داشتم خارج از ساعات اداری در زمینه‌های فنی و اقتصادی و مسائل بین المللی به وی مشاوره می‌دادم و در مدت 29 ماه وجه را اخذ می‌كردم. &lt;BR&gt;قاضی پرونده خطاب به متهم پرونده گفت: در صفحه 39 پرونده اظهار داشته‌اید علت پیشنهاد مبالغی از سوی صفدری، تطمیع و یا احیاناً سوء ‌استفاده از جایگاه حقوقی و شخصیت شما بوده است، همچنین در خصوص اظهاراتتان در صفحات 141 و 143 پرونده و درباره افزایش مبلغ پیشنهادی از 282 میلیون دلار به 370 میلیون دلار توضیح دهید، كه وی در پاسخ گفت: این افزایش مبلغ پیشنهادی برای مناقصه، طبق عرف رایج در شركت ملی نفت ایران و بر حسب مصوبات هیات مدیره مبنی بر هم سنگ سازی قیمت دریافتی بوده است. &lt;BR&gt;كاظمی همچنین در خصوص نیم میلیون دلار رشو‌ه‌ای كه متهم به اخذ آن است، گفت: بعد از گذشت حدود سه ماه از برنده شدن شركت اورینتال كیش، برای خرید منزل مسكونی در احتشامیه از آقای سیروس ناصری نیم میلیون دلار گرفتم كه البته وام بود و مبلغ مذكور با پیشنهاد وی از حساب بانكی‌اش در سوئیس به نام همسر اینجانب در دوبی واریز شد و همسر من آن مبلغ پول را دریافت كرد. &lt;BR&gt;رئیس دادگاه خطاب به متهم گفت:‌ آیا مراتب گرفتن این وام به صورت مكتوب و قراردادی بوده و یا ضمانتی از این طریق ماخوذ شده است و این كه شرایط بازپرداخت و علت افتتاح حساب بانكی در دوبی و دو مرحله‌ای پرداخت شدن وام چه دلیلی داشته است، متهم در پاسخ گفت: چیز مكتوبی در میان نبود و مبلغ از حساب آقای سیروس ناصری در سوییس به ما پرداخت شد و ما هم از بانك دوبی آن را گرفتیم. &lt;BR&gt;متهم پرونده همچنین درباره اخذ پورسانت غیرقانونی از شركت نفت GDC ژاپن در جریان سفرش به دوبی، سنگاپور و ژاپن گفت: در این سفر به نوعی دنبال تعامل فرهنگی بودیم و تدارك چنین سفرهایی بیشتر برای شناساندن شركت‌ها به دیگر كشورهاست. &lt;BR&gt;كاظمی نجف آبادی ادامه داد: لازم است اضافه كنم كه سفر خانواده‌ من به این كشورها كه از سوی شركت ژاپنی تدارك دیده شده بود مدتها پس از انعقاد قرارداد بود و رابطی به قرارداد ندارد. &lt;BR&gt;اشرافی وكیل مدافع كاظمی نجف آبادی پس از این كه رئیس دادگاه مجدداً اتهامات انتصابی به متهم را تفهیم كرد، در دفاع از موكلش گفت: اتهامات موكل من هیچ ارتباطی با این مناقصه ندارد و از هر گونه اتهامی مبراست. &lt;BR&gt;وی گزارش حفاظت اطلاعات وزارت دفاع را كذب محض خواند و گفت: معلوم نیست وزارت دفاع چه ارتباطی با مسائل نفتی ما دارد. &lt;BR&gt;وی همچنین مطلب عنوان شده از سوی صفدری را خلاف واقع خواند و گفت: آقایان صفدری و ناصری می‌دانند كه مرجع اصلی تصمیم گیری در قراردادهای نفت و گاز، هیات مدیره شركت ملی نفت ایران است. &lt;BR&gt;وكیل مدافع كاظمی نجف آبادی تمامی موارد اتهامی نسبت به موكلش را رد كرد و از رئیس دادگاه تقاضای صدور رای برائت برای موكلش كرد. &lt;BR&gt;در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده، مهرداد صفدری رئیس هیات مدیره كیش اورینتال و دیگر متهم پرونده در جایگاه قرار گرفت و به دفاع از خود پرداخت. &lt;BR&gt;رئیس دادگاه ضمن قرائت كیفر خواست و موارد اتهامی خواستار توضیحات متهم شد، كه وی در پاسخ به ارائه توضیحی درباره روند و نحوه تاسیس شركت نفتی اورینتال كیش، ضمن رد این ادعا كه این شركت نماینده و واسطه هالیبرتون در ایران است، گفت: اورینتال كیش با مبلغ 70 میلیون دلار سرمایه گذاری و بهره گیری از بیش از 400 متخصص نفتی و 4 دكل ملكی یكی از شركتهای فعال خصوصی در زمینه حفاری است. &lt;BR&gt;رئیس دادگاه در این جلسه از صفدری سؤال كرد چه كسی به شما گفت اگر شركت شما لیدر خارجی نداشته باشد عملاً از مناقصه حذف خواهید شد؟ وی در پاسخ به احمد رضا كاظمی نجف آبادی مشاور وزارت نفت و متهم ردیف اول پرونده اشاره كرد. &lt;BR&gt;همچنین در پاسخ به این كه چه كسی گفت اگر شركت هالیبرتون نقش اساسی را نداشته باشد و اگر هم اورینتال كیش قرارداد را ببندد بعدها حذف خواهد شد؟ ماجدی دیگر متهم را مورد اشاره قرار داد. &lt;BR&gt;صفدری در ادامه دفاعیات خود، پرداخت 3 میلیون تومان ماهیانه به كاظمی نجف آبادی را پذیرفت و از پذیرش اهدای مبلغ 129میلیون تومان رشوه خودداری كرد. &lt;BR&gt;متهم همچنین حضورش در زمان افتتاح حساب بانكی در دوبی را رد كرد و گفت: این مسائل رابطی به قرارداد شركت ندارد. &lt;BR&gt;وی در خصوص پرداخت رشوه نیم میلیون دلاری به كاظمی نجف آبادی گفت: این پرداخت اجباری بود، تصور ما این بود كه اگر به درخواست‌های آقای كاظمی پاسخ مثبت نمی‌دادیم با توجه به این كه در اجرای قرارداد متحمل هزینه‌های هنگفت شده بودیم، برای ما مشكل آفرین می‌شود. &lt;BR&gt;صفدری گفت: پرداخت ماهی 3 میلیون تومان به كاظمی نجف آبادی ربطی به قرارداد ندارد و هیچ مشاوره‌ای در میان نبوده است، چرا كه در خود شركت مشاوران و مهندسان ارشد و بازنشسته‌ای داریم كه می‌توانند مشاوره‌های قوی به ما بدهند. &lt;BR&gt;صفدری بار دیگر با اعلام این كه پرداخت‌ها به مشاور عالی شركت نفت و گاز پارس براساس اجبار بوده است، گفت: در زمان گشایش پاكت‌ها در سال 83 برنده قطعی، اورینتال بوده اما این كه چرا بعد از 5 ماه این خبز اعلام شده نشانگر همین موضوع است و پرداخت‌ها صرفا به منظور احقاق حقوق شركت اورینتال بود. &lt;BR&gt;صفدری با كذب محض خواندن اقرارهای قبلی او كه در پرونده نیز درج شده است، مبنی بر این كه پرداخت‌ها به كاظمی و ماجدی برای جلوگیری از ایجاد ممانعت احتمالی از برنده شدن اورینتال در مناقصه آن هم قبل از برنده شدن این شركت گفت:هیچ پرداختی قبل از قرارداد صورت نگرفته است. &lt;BR&gt;بخش نخست اولین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان شركت اورینتال كیش از ساعت 30/9 صبح تا 30/13 به طول انجامید كه بخش دوم نیز بعد از ظهر امروز برگزار خواهد شد. &lt;BR&gt;كیش اورینتال كه سیروس ناصری عضو ارشد سابق پرونده هسته‌ای نایب رئیسی هیات مدیره آن را بر عهده دارد متهم به پرداخت رشوه به مقامات وزارت نفت و گرفتن مسئولیت چند فاز طرح پارس جنوبی است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2005 04:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف‌ تلخ‌ صفایى‌ فراهانى‌ بعد از 8 سال‌ -باخـت 1-7 ایـران به آ.اس.رم عمـدی بـود!</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;F:\840923.ivic.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حکایت‌ فوتبال‌ ایران‌ حکایت‌ جالبى‌ است. 8 سال‌ از برکنارى‌ عجیب‌ و غریب‌ تومیسلاو ایویچ‌ گذشته‌ و تازه‌ صفایى‌ فراهانى، ‌ رئیس‌ آن‌ زمان‌ فدراسیون‌ فوتبال، ‌ در مصاحبه‌اى‌ افشاگرانه‌ مى‌گوید: «فشارهایى‌ به‌ ما وارد شد که‌ ایویچ‌ را برکنار کنیم‌ و من‌ برخلاف‌ میل‌ باطنى‌ این‌ کار را انجام‌ دادم!» &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به&amp;nbsp;گزارش روزنامه «خبر ورزشی» ، صفایى‌ فراهانى‌ تصریح‌ مى‌کند که‌ این‌ فشارها از بیرون‌ فدراسیون‌ نبوده‌ بلکه‌ در داخل‌ تیم‌ملی! اتفاقاتى‌ رخ‌ داد که‌ او چاره‌اى‌ جز برکنارى‌ تومیسلاو ایویچ‌ نداشته‌ است. با خواندن‌ این‌ مصاحبه‌ همگان‌ مى‌خواهند بدانند 8 سال‌ قبل‌ که‌ خیلى‌ها قدرت‌ امروز را هم‌ نداشتند، چه‌ اتفاقاتى‌ رخ‌ داده‌ که‌ منجر به‌ جدایى‌ ایویچ‌ شده‌ است؟ چرا صفایى‌ فراهانى‌ که‌ همگان‌ از قدرتمند بودن‌ او حرف‌ مى‌زدند تن‌ به‌ چنین‌ خواسته‌اى‌ داده‌ است؟ آیا رئیس‌ یک‌ فدراسیون‌ باید مقابل‌ خواسته‌&amp;nbsp;۴-۵ بازیکن‌ عقب‌نشینى‌ کند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با اعتراف‌ صریح‌ صفایى‌ فراهانی، مشخص‌ مى‌شود که‌ قضیة‌ کودتاى‌ رم‌ کاملاً‌ صحت‌ داشته‌ و تیم‌ ما آن‌ سال‌ از قصد&amp;nbsp;۷-۱ به‌ رم‌ باخته‌ است! پس‌ طبیعى‌ است‌ که‌ برانکو ایوانکوویچ‌ هم‌ از تکرار چنین‌ اتفاقى‌ هراس‌ داشته‌ باشد و باز هم‌ طبیعى‌ است‌ که‌ در فاصله‌ کمتر از 6 ماه‌ تا جام‌جهانى‌ دوست‌ نداشته‌ باشد یک‌ دیدار تدارکاتى‌ مناسب‌ با حریفى‌ مطرح‌ و پر مهره‌ را برگزار نماید. این‌ جریانات‌ متأسفانه‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ بازیکن‌ سالارى‌ از مدت‌ها ‌قبل‌ نه‌ تنها در فوتبال‌ ایران‌ بلکه‌ در تیم‌ ملى‌ بیداد مى‌کرده‌ و هیچ‌کس‌، حتى‌ رئیس‌ فدراسیون‌ فوتبال، نتوانسته‌ سدى‌ مقابل‌ آن‌ ایجاد کند. جالب‌ اینکه‌ تا همین‌ چند ماه‌ قبل‌ وقتى‌ چنین‌ مباحثى‌ مطرح‌ مى‌شد، عده‌اى‌ از بازیکنان‌ با سینه‌اى‌ ستبر مى‌گفتند بازیکن‌ تیم‌ملى‌ شرافتمندتر از این‌ حرف هاست‌ که‌ تن‌ به‌ چنین‌ کار کثیفى‌ بدهد! اما حالا صفایى‌ فراهانى‌ علناً‌ مى‌گوید آن‌ زمان‌ عده‌اى‌ در تیم‌ملى‌ منافع‌ شخصى‌ را به‌ منافع‌ ملى‌ ترجیح‌ دادند و ما مجبور شدیم‌ ایویچ‌ را برکنار کنیم‌ اما من‌ صراحتاً‌ اعلام‌ مى‌کنم‌ که‌ دلیل‌ موفقیت‌ نسبى‌ ما در جام‌جهانى‌ 98 فرانسه‌ فقط‌ تومیسلاو ایویچ‌ بود.&lt;BR&gt;به‌طور حتم‌ خطر باند و باندبازى‌ امروز هم‌ تیم‌ملى‌ و فوتبال‌ ما را تهدید مى‌کند. عزیزدردانه‌هایى‌ که‌ 8 سال‌ قبل‌ بزرگ ترین‌ مربى‌ خارجى‌ تاریخ‌ فوتبال‌ ایران‌ را کله‌ پا کردند، مسلماً‌ امروز ده‌ برابر آن‌ روزها قدرت‌ دارند و مى‌توانند کارهاى‌ بزرگ تر و حماسى‌تر! هم‌ انجام‌ بدهند. امروز فدراسیون‌ فوتبال‌ وظیفه‌ دارد با دقت‌ و نظارت‌ هرچه‌ تمام تر مراقب‌ اوضاع‌ تیم‌ملى‌ باشد و البته‌ رودربایستى‌ را با کوچک‌ و بزرگ‌ کنار بگذارد چرا که‌ سرنوشت‌ تیم‌ملى‌ کشورمان‌ خیلى‌ مهمتر از موقعیت‌ فلان‌ بازیکن‌ و فلان‌ باند قدرتمند است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;صفایى‌ فراهانى‌ بعد از 8 سال‌ اعترافى‌ تاریخى‌ مى‌کند: «جریاناتى‌ در تیم‌ملى‌ وجود داشت‌ که‌ مجبور شدیم‌ ایویچ‌ را برکنار کنیم. بعضى‌ از بازیکنان‌ منافع‌ شخصى‌ را به‌ منافع‌ ملى‌ ترجیح‌ مى‌دادند و من‌ مجبور شدم‌ تن‌ به‌ این‌ خواسته‌ بدهم» با این‌ اعتراف‌ آقاى‌ فراهانى‌ به‌ زمین‌ و زمان‌ ثابت‌ مى‌شود که‌ باخت‌ ساختگى‌ 7-1 به‌ آ.اس.رم‌ باعث‌ شد تا ایویچ‌ (بزرگترین‌ مربى‌ خارجى‌ تاریخ‌ فوتبال‌ ایران) کله‌ پا شود!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2005 04:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پوشش گسترده دومين رسوايي علمي توسط صداوسيما</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;F:\11371.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&amp;nbsp;در حالي كه نخبگان و پژوهشگران واقعي جامعه از بي‌توجهي مسئولان و بايكوت در رسانه ملي گلايه شديد دارند، مسئولان صداوسيما پس از دو سال اصرار بر بزرگنمايي موفقيت‌هاي جعلي رسوايي ژنو، به تبليغ گسترده براي ادعاهاي بي‌اساس حل معماي انيشتين پرداختند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در يکي از آخرين اکتشافات واحد خبر صداوسيما، به پوشش ادعاي يک «پژوهشگر جوان و خلاق اهل سروستان استان فارس» پرداخت که توانسته بود، «معماي‎ مدل‌هاي اتمي آلبرت انشتين‎ را پس از نيم قرن حل كند». متأسفانه، به نظر مي‌رسد جريان مسمومي در صداوسيما در حال شکل‌گيري است که مي‌خواهد، در فضايي که نياز به قهرمان‌پروري حس مي‌شود، اخبار جعلي چون کشف فرمول شکافت اتم و کسب جوايز متعدد در مسابقات علمي ساخت دستگاه‌هاي فوق‌پيشرفته مثل دستگاه تصفيه آب، کامپيوتر، اتومبيل و غيره و ذلک را در فاصله‌هاي زماني مشخص مخابره کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اکتشاف خارق‌العاده اخير حتي باعث شده است كه گردانندگان خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي آمريکايي که بايد اصولاً زبان مادري آنها انگليسي باشد از شدت ذوق‌زدگي و يا غافلگيري، زبان مادري خود را فراموش کرده و در مقاله مورد استناد اين نابغه، ده‌ها و شايد صدها غلط املايي و گرامري به جا گذاشته‌اند! لينک‌هاي زير که به وسيله خود اين فرد به آنها استناد شده، كه دو تصوير از يك سايت حاوي تصاوير قابل استفاده در وبلاگ‌هاست، گوياي اين مطلب است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اين حال، يك پژوهشگر گفت: بررسي‌هاي انجام شده توسط اينجانب و تعدادي از همکاران علاقه‌مند، که در ابتدا با نيت مثبت اطلاع از اين کشفيات، انجام شده بود، متاسفانه به نتيجه نااميدکننده‌اي منتهي شد که نشان مي‌دهد حتي صورت اين مسئله نيز وجود خارجي ندارد و حتي خود اين پژوهشگر نيز نمي‌تواند تعريف روشني از صورت مسئله بدهد، حال چه برسد به راه حل آن! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همچنين دكتر ارفعي، عضو هيأت علمي دانشكده فيزيك دانشگاه شريف، درباره خبر منتشره از صداوسيما گفت: مطالب آمده در اين خبر، به حدي غلط است كه نيازي به استدلال آوردن در مقابل آن نيست. در مقابل حرف منطقي، مي‌توان منطقش را رد كرد ولي عليه آنچه به هيچ وجه واقعيت ندارد، نمي‌توان استدلال كرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عضو هيأت علمي پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي، با اشاره به اين كه اساسا راه تحول علم اين گونه نيست، روزنامه خارجي را كه انتشار گزارش بدان منسوب شده نيز تقلبي خواند.&lt;BR&gt;وي درباره عملكرد صداوسيما تأكيد كرد: نمونه‌هاي غلط مشابه اين اتفاق در ايران و همه جاي دنيا كم نبوده، ولي اشكال كار در اين است كه يك رسانه فراگير و ملي، عامل انتشار اين خبر نادرست بوده است. در حالي كه نبايد خبر علمي دقيق را بدون هماهنگي با مراجع علمي به صورت سراسري پخش كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اين حال، نابغه ساخته‌شده توسط صداوسيما نيز درباره كشف بزرگ خود با بيان اين كه دانش‌آموخته مديريت بازرگاني است، درباره دكتر «رزيتا جيسون» كه در خبر منتشره از او به عنوان رئيس يكي از پژوهشكده‎‌هاي تحقيقاتي آمريكا، كه دو بار در سنين جواني، آلبرت‎ انشتين را ديده است و سال‌ها با همكارانش درباره‎ مدال‌هاي اتمي انشتين كار كرده و از مدعي اين كشف علمي به عنوان ستاره دنباله‌دار ذهن انشتين در ايران ياد كرده است، گفت: «من اطلاعات زيادي در مورد ايشان ندارم، فقط چيزهايي كه برايم فرستادند يا در روزنامه نظر خود را گفت. من همين قدر مي‌دانم و در حال حاضر ارتباطي با ايشان ندارم». &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي در مورد مطالبي كه درباره وي به نقل از خانم جيسون در روزنامه مورد اشاره آمده، به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: «همه مطالب، نوشته‌هاي روزنامه است و من مسئوليتي در قبال آن ندارم، چيزي بوده كه خودشان نوشته‌اند و مسئوليت آن هم بر گردن خودشان است و اينها حرف من نيست».&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2005 04:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به مانیتور،لوچ نگاه نكنيد</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;محققان دانشگاه اوهایو می‏گویند اگر هنگام نگاه کردن به صفحه کامپیوتر چشمان خود را زیاد لوچ کنید نهایتا ممکن است به ناراحتی بنام چشم خشک دچار شوید. &lt;BR&gt;به گزارش هلث‌دی، این محققان دریافته اند فقط کمی در هم کشیدن چشم‌ها ‌روی صفه مونیتور میزان چم برهم زدن را دردقیقه به نصف می‏رساند. &lt;BR&gt;هرچه این حالت نگاه کردن به مونیتور بیشتر شود، میزان پلک زدن کمتر می‏شود و در نتیجه سوزش یا درد چشم بیشتر شده و احساس خشکی نیز بیشتر می‏شود. &lt;BR&gt;به گفته سرپرست این تحقیق برخی افراد به هنگام خواندن کتاب یا نگاه به صفحه مانیتور عادت دارند چشم خود را در هم می‏کشند (لوچ می‏کنند). پلک زدن باعث مرطوب ماندن چشم‌ها ‌می شود. بنابراین اگر شغل یا موقعیت خاصی اقتضا می‏کند که با چشم خود زیاد کار کنند کمتر از حد نرمال چشم بر هم می‏زنند که این امر ممکن است موجب افزایش فشار و خشکی چشم شود. &lt;BR&gt;خشکی چشم ناتوان کننده نیست و معمولا با داروهای بدون نسخه قابل درمان است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2005 04:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز شدن پرونده سینمای سوخته</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بزرگترین سینمای كشور هشت سال قبل در آتش سوخت؛ از آن روز تاكنون افراد مختلفی در موقعیت‌های مختلف سازمانی و فرهنگی تلاش‌هایی برای بازگشایی این سالن انجام داده‌اند، اما هنوز جای این سینما در تهران خالی است.&amp;nbsp;&lt;BR&gt;به گزارش خبرنگار فارس هشت سال قبل (فروردین سال 76) سینمای 28 ساله تهران با اتصالی چند سیم دود شد و تنها گودال محصوری در تقاطع خیابان‌های بهشتی (عباس‌آباد) و انتفاضه (وزرا) از آن بر جای ماند. &lt;BR&gt;سینما آزادی كه در سوم اردیبهشت سال 1348با نام «شهر فرنگ» افتتاح شد، نخستین سینمای ممتاز (4 ستاره) تهران بود و تا آخرین روزهای فعالیت، یكی از شلوغ‌ترین سینماهای كشور محسوب می‏شد. &lt;BR&gt;مهر ماه سال 76، با پایان كار تخریب بنای سوخته سینما آزادی و شهر قصه (سینمایی كه در زیرزمین سینما آزادی از سال 50 فعالیت داشت) مؤسسه توسعه فرهنگی سوره‌آزادی، وابسته به حوزه هنری، با اعلام فراخوان عمومی، از اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از داخل یا خارج از كشور برای شركت در رقابت‌های معماری این مجموعه دعوت به عمل آورد. &lt;BR&gt;شرایطی كه در آن زمان برای این مجموعه در نظر گرفته شده بود عبارت بودند از:هفت سالن نمایش، مكانی برای ملاقات مردم و هنرمندان، فضاهای تجاری و اداری، رستوران، كتابخانه تخصصی سینما، كارگاه هنری، انبار، سالن كنفرانس فضاهای نمایشگاهی، پرده‌های نمایش عمومی و ویدئو تك، پاركینگ و... زیربنایی به وسعت 16 هزار متر مربع. &lt;BR&gt;460 شركت كننده اعلام آمادگی كردند و 160 طرح ارایه شد. داوری مسابقه 2 مرحله داشت در مرحله اول 3 نفر انتخاب شدند و در مرحله بعد یك نفر از میان این 3 نفر قرار بود به عنوان برنده اعلام شود. &lt;BR&gt;سرانجام پس از داوری‌های طولانی 3 برنده انتخاب شد: كیانوش وهابی، امیر مسعود انوش فر و بابك شكوفی، اردیبهشت 77 اعلام شد كه طرح «امیر مسعود انوش فر» طراح ایرانی ساكن فرانسه، اجرا خواهد شد.اما با یك تاخیر دوباره اعلام شد كه این طرح توسط هنرمند دیگری ساخته خواهد شد. &lt;BR&gt;بالاخره در سال 1381 حوزه هنری قرارداد تهیه طرح اجرایی این پروژه را با «مهندسان مشاور توان» امضا كرد. آنچه مسلم است آنچه از مهندسان مشاور توان خواسته شد، چیزی نبود كه این مشاور به نمایندگی بابك شكوفی برای آن جزو منتخبان مسابقه سینما آزادی شده بود طبق اظهارات بابك شكوفی «در طرح جدید، 5 سالن سینما همراه با فضاهای فرهنگی و تجاری پیش‌بینی شده است و طراحی مجموعه فوق مطابق با آخرین استانداردهای سینمایی و رعایت دقیق‌ترین كدها و ضوابط صورت گرفته و كلیه نقشه‌های نهایی اجرا و اسناد این پروژه تحویل كار فرما شده و مورد تصویب قرار گرفته است. &lt;BR&gt;اجرای این طرح هم باز به تاخیر افتاد و سرانجام سال قبل پس از سالها وقفه توافق نامه ای نهایی مبنی بر حمایت شهرداری از ساخت این سالن در تهران آغاز شد و قرار شد كار ساخت این مجموعه با همكاری شهرداری تهران آغاز شود. اما با آغاز فعالیت‌های ‌انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری و انتخاب شهردار تهران به عنوان رییس جمهور ساخت این سینما باز هم به تعویق افتاد. &lt;BR&gt;سید ضیاء عامر فیروز آبادی مدیر روابط عمومی حوزه هنری در این باره به خبرنگار فارس گفت:سال قبل توافقات نهایی برای ساخت این پروژه انجام شد كه با فعالیت‌های ‌انتخاباتی ریاست جمهوری تداخل پیدا كرد و به دلیل تغییر مدیریت شهرداری تهران به وقفه افتاد. منتظریم با مدیریت جدید شهرداری تهران روند ساخت این سالن را پیگیری كنیم. &lt;BR&gt;در حالی كه كمبود سالن سینما در كشور به عنوان یك بحران مطرح شده است ساخت بزرگترین سالن سینما در مركز تهران می‏تواند كمك شایانی به وضعیت نمایش فیلمهای سینمایی كند. &lt;BR&gt;رسول خادم عضو شورای شهر تهران نیز در این باره به خبرنگار فارس گفت: مدیریت شهری و دولت باید با تسهیلات ویژه‌ای كه به كمك ماده قانونی برنامه سوم (136) و در برنامه چهارم (137) آمده است، باید با توسعه فضای سینمایی كشور را فراهم كند. &lt;BR&gt;پس از گذشت 8 سال از نابودی بزرگترین سالن سینمای كشور، آیا این سینما دوباره بازگشایی خواهد شد.آن هم در حالی كه سینمای كشور از كمبود سالن‌های نمایش به شدت رنج می‏برد. &lt;BR&gt;اكنون با روی كار آمدن قالیباف در سمت شهردار جدید تهران این امید وجود دارد كه پرونده سینمای سوخته برای ساخت دوباره باز شود. &lt;BR&gt;یك مقام آگاه در شهرداری تهران در گفت وگو با فارس خبر باز شدن این پرونده در شهرداری تهران را تایید كرد و گفت:امروز قرار است در جلسه ای با حوزه هنری بازگشایی و ساخت این سینما را بررسی كنیم و در صورت توافق با حوزه هنری كار ساخت سینما آزادی آغاز خواهد شد. &lt;BR&gt;آیا در شناسنامه كار شهردار جدید، سینما آزادی یك بار دیگر گشایش خواهد یافت و آیا ساخت این سینما در شهرداری باز متوقف خواهد شد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2005 04:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا باز هم تقصيرها را به گردن خلبان مي‌اندازيم؟(روايت يك كارشناس هوايي شاهد سانحه)</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=NewsBody dir=rtl style=&quot;WIDTH: 98%&quot; align=justify&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;فاجعه سقوط هواپيماي «C-130»، فاجعه تلخي بود كه همه ما را منقلب كرد. ديدن هواپيمايي كه بدون تعادل در هوا در حال سقوط است، صحنه‌اي عادي نيست و همه بينندگان را بر جاي ميخكوب مي‌كند. شايد درك اوضاع شاهدان واقعه 11 سپتامبر هم‌اكنون براي شاهدان اين حادثه عيني‌تر باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چند دقيقه پس از سقوط هواپيما، موفق به ورود به داخل شهرك توحيد در سه‌راه آذري ـ مربوط به خانواده‌هاي پرسنل نيروي هوايي ـ شدم؛ جمعيت ازدحام زيادي را در درب شهرك ايجاد كرده بودند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به رغم گفته برخي افراد كه آمبولانس‌ها و آتش‌نشاني‌ها دير در محل حاضر شدند، بايد گفت حضور آتش‌نشان‌ها و آمبولانس‌ها ظرف پنج تا پانزده دقيقه، نشان‌دهنده تلاش سريع همه ارگان‌ها براي كمك رساندن به مصدومان حادثه بود كه با حضور در محل، سريعا به اطفاي حريق ناشي از انفجار هواپيما پرداختند. تلاش آتش‌نشان‌ها براي راه يافتن به داخل ساختمان و مهار شعله‌هاي مرگ‌آور آتش، تلاشي قابل تحسين بود. اما چه سود كه انفجار هواپيما همه سرنشينان را روانه ديار باقي كرده بود. تلاش براي نجات ساكنان آپارتمان و منطقه، تنها اميد باقي‌مانده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همكاري نيروهاي اورژانس، آتش‌نشاني، هلال احمر و در كنار آنان، پرسنل و سربازان نيروي هوايي، نيروي انتظامي و ساكنان شهرك توحيد، همه را به هيجان آورده بود.&lt;BR&gt;با مهار آتش توسط آتش‌نشانان در حدود ساعت 15:30 الي 16، تلاش براي خروج اجساد از لاشه هواپيما آغاز شد؛ صحنه‌هايي كه نگفتن آنها بهتر از گفتن است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اين ميان، بايد به نكته مهمي نيز توجه كرد: ازدحام بيش از حد مردم در بيرون شهرك توحيد و خيابان‌هاي اطراف، كار را براي امدادرسانان بسيار مشكل كرده بود. ترويج فرهنگ ايمني در اين‌گونه مواقع، يكي از كارهاي اساسي صداوسيما و رسانه‌هاي جمعي است كه باعث نجات جان انسان‌هاي بسياري خواهد شد. اين ازدحام مردم، باعث كندي در آمد‌ورفت ماشين‌هاي كمك‌رساني شده بود، به نحوي كه با تمام شدن آب بيشتر ماشين‌ها، عمليات اطفاي حريق، براي مدتي با كندي دنبال شد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11099.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11100.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11101.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;كمك‌رساني از راه هوا و از طريق بالگردهاي هلال احمر و منطقه هوايي مهرآباد نيز از نكات قابل ذكر حادثه ديروز بود كه به رغم فضاي كم در ميان آپارتمان‌ها براي فرود، تا حد ممكن به زمين نزديك شده و كمك‌ها را به پايين پرتاب مي‌كردند و حتي در يك مورد، بالگرد هلال احمر نيز در محوطه باز در كنار آپارتمان به طور كامل فرود آمد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11102.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;سكنه شهرك توحيد، با بهت تمام به ساختمان خيره شده بودند، ساختماني كه تا ساعتي قبل، شايد بارها به آن رفت‌وآمد كرده و دوستان و آشنايان و همكاران زيادي در آن داشتند. خوشبختانه طبقه اول آپارتمان كه بال هواپيما به آن برخورد كرده بود، خالي از سكنه بود. اما موج انفجار و حريق، باعث مجروح شدن عده‌اي از ساكنان شده بود. عده‌اي از ساكنان سخت مي‌گريستند و عده‌اي از آنان نيز در پشت درهاي شهرك، با خواهش و تمنا قصد ورود به شهرك براي يافتن خانواده و بستگانشان را داشتند كه با سد مأموران روبه‌رو شده و به سختي در حال تلاش براي شكستن سد بودند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عمق فاجعه زماني آشكار مي‌شود كه درباره توانايي‌هاي هواپيماهاي «C-130» بيشتر بدانيم. هواپيماهايي كه اگرچه قديمي هستند، اما به علت توانايي‌هاي فوق‌العاده آنان، به عنوان ايمن‌ترين هواپيماها شناخته شده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين هواپيماهاي ترابري كه براي نخستين بار، چهار فروند از آنها در خرداد ماه سال 42 و با نام مستعار «هركولس» به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران درآمد، اولين هواپيماي چهارموتوره و نخستين هواپيماي جت ملخدار ترابري به شمار مي‌رود كه وارد خدمت نيروي هوايي شده‌اند. موتورهاي اين هواپيما از نوع توربوپراپ (جت ملخدار) و داراي گنجايش 93 نفر سرباز با تجهيزات كامل يا 64 نفر چترباز با تمام وسايل و يا 73 بيمار با برانكارد و دو نفر پرستار بوده و قادر به حمل حداكثر 22 تن بار و به طور عادي 18 تن بار و مجهز به دستگاه تهويه كامل داخلي و تأمين فشار هوا در ارتفاع بالاست. حداكثر وزن قابل تحمل هنگام برخاستن، 61.234 كيلوگرم بار و وزن عملياتي آن 31.433 كيلوگرم است. شعاع عملش با حداكثر بارگيري 3420 كيلومتر و با 1134 كيلوگرم بار، 4988 كيلومتر است. طول باند لازم براي فرود هواپيما با بارگيري كامل در ارتفاع سطح دريا، تنها 2/1 كيلومتر است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هواپيماي «C-130» در ارتش آمريكا در عمليات‌هاي صلحي و جنگي كارآيي زيادي دارد و براي مأموريت‌هاي مختلف در شرايط آب‌وهوايي متفاوت و در قطب جنوب از آن استفاده مي‌شود.&lt;BR&gt;طراحي قابل انعطاف هركولس‌ها باعث تناسب آنها با انجام مأموريت‌هاي مختلف است و به اين هواپيما اجازه مي‌دهد تا نقش چند هواپيما را ايفا كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«C-130j» آخرين مدل طراحي‌شده اين هواپيماست كه نسبت به مدل‌هاي پيشين آن سريع‌تر و پرقدرت‌تر است.&lt;BR&gt;پس از طراحي نخستين مدل اين هواپيما (C130A) به تعداد 219 فروند، حدود چهار دهه پيش تاكنون مدل‌هاي زيادي از آن توليد شده است. «C130B»، دومين مدل آن بود كه در مي 1959 (1338) وارد خدمت نيروي هوايي آمريكا شد و سپس چهار سال بعد به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران نيز درآمد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعدها نيروي هوايي با مدل‌هاي جديد و نيرومندتري از اين نوع هواپيما تجهيز شد. اين هواپيماها كه به خاطر قدرتشان به «هركولس» معروفند، توانايي پرواز با دو موتور (از چهار موتور) را نيز دارند. به اين ويژگي بايد توانايي‌هاي ديگري از جمله فرود با سينه بدون استفاده از چرخ را نيز اضافه كرد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11103.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11104.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11105.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/11106.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;به اين ترتيب، هواپيماي «C-130» نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي كه ديروز در اثر نقص فني و در مسير بازگشت سقوط كرد، مي‌توانست در مكان‌هايي مانند فرودگاه امام خميني، اتوبان قم و حتي دشت‌هاي اطراف منطقه نيز فرود اضطراري نمايد. كما اين‌كه بارها و در كشورهاي مختلف شاهد فرود آمدن اضطراري هواپيماها در اتوبان‌هاي كشورهاي مختلف بوده‌ايم و به هر حال امكان فرود در مناطق گفته‌شده با توجه به وضعيت اضطراري هواپيما و توانايي‌هاي هواپيماهاي «C-130» گفته‌شده وجود داشته است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;متأسفانه در بيشتر اين حادثه‌ها، خلبان مقصر شناخته مي‌شود در حالي كه در اين‌گونه موارد، خلبان تنها حلقه آخر و كامل‌كننده اشتباهاتي است كه ممكن است پيش از آن رخ داده باشد. هيچ‌گاه در اين موارد نبايد تيم فني، آشيانه هواپيما، برج مراقبت، اتاق كنفرانس مديران شركت يا سازمان مربوطه را فراموش كرد. درواقع خلبان در اين موارد تنها نقش دروازه‌بان را در تيم فوتبال ايفا مي‌كند كه به هر حال چون حلقه آخر اين زنجيره به هم پيوسته است، اكثرا همه اشتباهات به وي نسبت داده مي‌شود.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;WIDTH: 98%&quot; align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;WIDTH: 98%&quot; align=justify&gt;
&lt;DIV class=menu_title dir=rtl&gt;نظرات کاربران :&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با سلام و تشكر &lt;BR&gt;ميخواستم در جواب آن دوستي كه احتمال ساقط شدن هواپيما از طريق اشعه الكترومغناطيسي را ابراز كردند بگويم كه اينجانب بعنوان يك متخصص در علوم ليزر و امواج الكترومغناطيسي اينچنين ادعاهايي را كاملا غلط ميدانم. ايچنين اشعه هايي كه ايشان تعريفش را كردند فقط در داستانها و فيلم هاي خيالي ميتوان يافت و تاكنون كسي نتوانسته با اشعه ليزر هواپيما و يا موشكي را از فاصله دور و يا حتي از ماهواره نابود كند.&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نظر به آن كاربرگرامي كه گفته اند شايد نيروهاي خارجي مسبب اين فاجعه باشند بايد گفت كه اگر چنين باشد مطمئنا آنها هواپيماهاي مسئولين بلندپايه را هدف مي گيرند كه به هدف خود كه همان براندازي است برسند نه چندتا خبرنگار و فيلمبردار.... ضمنا ما مردم فراموشكاري هستيم و فورا از يادمان ميرود كه مسئولين تا چه مرحله اي پيش مي روند تا حد پيدا كردن جعبه سياه اما بعد از آن را هيچوقت به اطلاع نمي رسانند شايد براي خود دليلي محكم!! دارند؟ اين هم مثل اون يكيهاي ديگه&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با سلام...&lt;BR&gt;بنده با استفاده از شبيه ساز پرواز ، نقص فني در دو موتور هواپيما را شبيه سازي كردم و ديده شد كه اگر حتي دو موتور از چهار موتور از كار بيفتد باز هواپيما قادر به پرواز است البته بشرطي كه هر دو موتور از چپ يا راست نباشند. در مواقعي كه موتور دچار اشكال مي شود هواپيما قدرت مانور خود را بشدت از دست مي دهد و لذا نبايد با دور زدن يا بي جهت ارتفاع گرفتن به هواپيما فشار آورد چراكه باعث استال مي شود. با توجه به نقص فني گزارش شده ، مرحوم خلبان نهايت تلاش خود را كرده اند و جداً قابل تحسين است ، خدا رحمتشان كند. به نظر بنده اشكال اصلي در نحوه مديريت پرواز بوده است يعني تا جايي كه امكان داشته نبايد هواپيما به مهرآباد بر مي گشت. &lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پيدا کنید پرتقال فروش را &lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پدرم خلبان نيروي هوايي ارتش بود و در بازگشت از ماموريت به دليل سهل انگاري راننده ارتش جان خود را از دست داد. بنده بارها و بارها سوار اين هواپيما شده ام. پيدا شدن نقص در موتور اين هواپيما متاسفانه زياد اتفاق مي افتد ولي سانحه به ندرت آن هم به دليل 4 موتوره بودن آن است. نمي دانم اين بار هم مانند بسياري از دفعات گذشته خلبان را مقصر معرفي مي كنند يا نه؟ ولي به نظر من (به گفته پدرم) دليل اصلي بروز اين قبيل نقص فني ها اين است كه به دليل مشكلات مالي كشور به خصوص ارتش قطعه اي كه عمر آن با ضريب ايمني مثلا 1000 ساعت پرواز است تا 3000 ساعت نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. اميدوارم گروه تحقيق واقع بينانه به مساله نگاه كند نه احساسي. خداوند همه شان را رحمت كند.&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;دوستان خودتون رو بگذارين جاي اون خلبان اولا اون اعلام كرده كه هواپيما مشكل داره ولي دوبار به خاطر آماده نبودن باند تقاضاي اون رو رد كردن ثانيا اون توي فيلماي امريكايي هست كه مي بينيد خلبان هر جا توانست هواپيما رو فرود مياره و بعد هم مورد تمجيد قرار مي گيره اگر مرحوم گوهري هم ميخواست اين كارو بكنه از ترس مواخذه ناشي از نافرماني واينكه هزار تا مدعي پيدا ميكرد كه به اموال دولتي(هواپيما) خسارت رسونده و در نهايت اخراج و زندان اين كار رو نمي كرد .شايد اين مسئله در مورد پرسنل برج فرودگاه هم صحت داشته باشه .&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;سلام.به چند نكته دقت كنيد: 1- چرا هنوز هواپيماي خريداري شده 45 سال پيش كه حتما در جنگ 8 ساله هم همه نفسش گرفته شده بايد هنوز پرواز كند؟ آيا هواپيما از پيكان محكمتر است؟ آيا از رده كردن خودروهاي 30 ساله مهمتر است يا هواپيماي 45 ساله؟&lt;BR&gt;2- صدا و سيما خوب گل كاشت! آيا خون حميد خيرخواه كه اينهمه برايش گريه كردند از خون كاپيتان گوهري رنگين تر بود؟ آيا خون فلان جوان 21 ساله صدا و سيما از خون امير ارتش كه پدرش درآمده و عمري از ش گذشته تا امير شده و در صحنه جنگ سالها رشادت داشته رنگينن تر است؟ چرا همه دم از شهداي عرصه خبر ميزنند؟ بقيه چي؟ به هلاكت رسيده اند؟!!!&lt;BR&gt;حاشا به غيرتتان! همه به دنبال پيدا كردن مقصر حادثه اند! بابا جان! علت اين حادثه اينه كه ما نميتونيم هواپيما بخريم و جايگزين كنيم! چرا ؟ پيدا كنيد پرتغال فروش را... اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست...&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;یارب&lt;BR&gt;سلام بر شمااصحاب رسانه.باعرض تسلیت.&lt;BR&gt;خلبان این هواپیمایکی از اقوام ما بودند.&lt;BR&gt;ذکرچندنکته لازم است:&lt;BR&gt;_این هواپیما،باری بوده نه مسافربری.&lt;BR&gt;_اخرین خلبانی که با این هواپیما پروازکرده امیدی به فرود نداشته و از فرودموفقیت آمیز خودمتعجب شده.&lt;BR&gt;_وقتی شهیدبابک گوهری از پروازبا این هواپیماامتناع میورزدبه اومی گویند:&quot;دوتاپیچه دیگه تو پروازکن ،خودشون خودبه خودسفت میشن.&quot;&lt;BR&gt;_همچنین تصمیم به تعویض خلبان داشته اند.&lt;BR&gt;_شهیدگوهری وهمسرشان منتظر تولد اولین فرزندشان بودند.&lt;BR&gt;_ازقرارمعلوم خلبان چندباراجازه ی فرود در مناطق غیرمسکونی میخواهد که اجازه داده نمیشود.&lt;BR&gt;باتوجه به این نکات ودهها مسئله ی دیگر،ماکه هنوز ربط این سانحه را به قضاوقدرالهی نفهمیده ایم.آقایان کم کاریهای خودشان را با احساسات دینی مردم توجیه میکنند.&lt;BR&gt;ازخدا مایه میگذارند.&lt;BR&gt;واقعا که ........&lt;BR&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;يكي به ما مردم ايران ياد بدهد كه در هنگام روي دادن اين گونه اتفاقات وقتي كاري از دستمان بر نمي آيد تجمع نكنيم تا گروههاي امداد كارشان را سريعتر و بهتر انجام دهند&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;من حدود 25 سال در شهرک توحید زندگی کرده ام. احسنت و آفرین به خلبان شجاع و ماهر این هواپیما. خدا روحش را شاد کند. چرا که محل سقوط هواپیما محوطه پارکینگ و از معدود مکان های باز و خالی از سکنه میباشد. و این نشان از درایت و توانایی و مهارت خلبان هواپیما میباشد. روحش شاد&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;خدا همه این عزیزان را رحمت کند.مردن حق وپیش روی همه ما است.هواپیما های ما حد اقل از 35سال پیش پرواز می کنندخصوصآدرزمان جنگ تحمیلی خیلی مستهلک شده اند.خلبان کار بسیار ارزشمند وانسانی انجام داده ودر آخرین لحظه مردم وعشقش راجع به آنها را باتمام وجود وجان شیرینش نشان داده اما حیف که صداوسیما اینقدر صنفی وزشت برخورد کرد مخصوصآ برنامه خبری 8.30ونجف زاده که خلبان ودیگرهمکاران اورا مقصر جلوه دادچرا رسانه به اصطلاح ملی اینقدرخصوصی عمل کردهنوز حالت عزا آنهم به خاطر همکارانشان در سیما کاملامشهود است گرچه آنها هم بارفتنشان ما را داغدار کردند ولی کاری نکنند که مردم این تعصب کور صنفی را آشکارا مذمت کنند .خدا لعنت کند آنها یی را که با تحریم این عزیزان را در آتش جاهلی خود سوزاندند این حادثه تلخ را باید به رهبری .خانواده این عزیزان .همکارانشان وهمه مردم استوار ایران درهرجای دنیا تسلیت گفت.&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;متاسفانه صدا وسیما فقط به خبرنگارهای خودش چسبید و کمتر از ارتشیها و ساکنان شهرک و به خصوص خلبان حرف زد . کاش کمی منصف تر عزاداری می کردند!!&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با سلام&lt;BR&gt;میخواستم در رابطه با خلبان بابک گوهری که هم دوره ای من بود بگویم&lt;BR&gt;اینکه همیشه مظلوم بود&lt;BR&gt;اینکه در رسانه ها از او یادی نشد&lt;BR&gt;اگر شما ها یادتان رفته میتوانید به آرشیو فیلمهای زلزله بم توجه کنید که بابک چقدر آنجا پرواز کرد و در حمل مجروحان و اجساد کمک میکرد.&lt;BR&gt;میتوانید سابقه درخشان پروازی او را ببینید و اینکه میخواستم به صنف خبرنگاران یادآوری کنم که اون هواپیما خلبان داشته و خلبانش هم آدم بود و مثل بقیه زندگی را دوست داشت. برای خلبان شدن بیشتر از 5 سال زندگی شبانه روزی را تحمل کرد و دوره های سختی را پشت سر گذاشت.&lt;BR&gt;خوشحالم از اینکه در هواپیمای اون خبرنگاران هم بودند!&lt;BR&gt;و گرنه حتی کسی نمیفهمید که بابک شهید شده، باز هم به هوای خبرنگارا اسم اون میاد!&lt;BR&gt;زیاد پیش اومد که خلبانی در حین انجام وظیفه به شهادت رسید ، اما شما در رسانه هایتان این عبارت را بکار بردید:&lt;BR&gt;هر دو خلبان آن جان باختند!&lt;BR&gt;حتی از بکار بردن لفظ &quot;شهید&quot; ابا داشتید!&lt;BR&gt;باز هم خدا را شکر که اینبار بابک بر خلاف دیگر همدوره ایهایم در کنار افراد خبرساز بود! نه مثل :&lt;BR&gt;سروان شهید اکبر قریشی&lt;BR&gt;سروان شهید رضا رحمانی&lt;BR&gt;سرگرد شهید موسی الرضا پور رحمتی&lt;BR&gt;سرهنگ شهید مظاهر رضائیان&lt;BR&gt;و ...&lt;BR&gt;که در همین دو سال اخیر ، به قول شماها، جان باختند!&lt;BR&gt;خداوند همه آنها و ما وشما را بیامرزد و به ما انصاف دهد.&lt;BR&gt;باور کنید اگر کسی برای کشورش بمیرد شهید است حتی اگر خلبان ارتش باشد!!!&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;خدايا به بازماندگان اين حادثه صبر جميل عطا فرما&lt;BR&gt;خيلي حرفها زده مي شود-اظهار نظر ها زياد است.ولي بايد فقط يكي واقعيت داشته باشد كه ما مطمئين نيستيم كدام است خلبان-برج مراقبت-نقص فني-و...&lt;BR&gt;نبايد از اين حادثه به راحتي گذشت چرا كه آنها هم حق زندگي و حيات داشتند .آنها هم خانواده داشتند.حتي بهتر از خيلي ها بودند كه زنده بودنشان تاثيري در جامعه ندارد(خودم) ريختن خون بي گناه روي زمين عاقبت خوشي ندارد پس كليه مسئوليني كه مي توانند كاري انجام دهند بايد براي پايمال نشدن خون اين عزيزان از دست رفته بپا خيزند و در اين راه فقط به خدا توكل نمايند چون در غير اينصورت در جهان آخرت بايد پاسخگو باشند.&lt;BR&gt;خدايا وحشت و هراس آخرت را از دلهاي ما جدا مكن آمين&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;به بنام خدا. با دورد! با سپاس از بازتاب عزیز! که به فکر مهین و مردم ایران هستید!عزیزان بازتاب من فکر می کونم اگر شما به دولت فشار بیاورید! ناوگان هوایی ایران عزیز هر چه زودتر دورست می شود!!!! من هنوز در شوک هستم! نمی توانم باور کونم! یک هواپيمايC-130 نابود شده! اینها همیشه خلبان را مقصر می دادند! این دورغ بزرگی است خلبان های ایران همان های هستند که ارتش صدام حرامی را ناتوان کردند! و ایران ناموس ایران را نجات دادند! شاد باد روح تمام خلبان مهین ما ایران که برای ایران و ناموس ایران جان را جان آفرین کردند!&lt;BR&gt;بازتاب عزیز وقتی خبرهای تو را می خوانم به من ارامش می داد! چون می بینم به فکر میهن هستید! منتظر خواندن خبرهای خوب از هستند!&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با تسلیت به خانواده عزیزان از دست رفته ، &lt;BR&gt;متاسفانه باز هم ما فرزندان لایق خود رو از دست دادیم و خانوده های زیادی بی پدر و شوهر شدند.&lt;BR&gt;حال چه کنیم؟ &lt;BR&gt;آیا نباید به احترام اون عزیزان حداقل به چندین سازمان غیر دولتی بین المللی نامه ای اعتراض آمیز بنویسیم و از طریق اونها دنیا رو با خبر کنیم که حامیان (مثلا) حقوق بشر با عدم ارسال لدازم یدکی ویا فروش هواپیما موثر در چنین اتفاقاتی هستند؟&lt;BR&gt;آیا نباید دلمان برای فرزندان عزیز خودمون بسوزه؟ چطور به خاطر فلسطینیان به خیابان میرویم و برای آنها دسوزی میکنیم ولی برای فرزندان خود نه، آیا اونها عزیز تر از فرزندان ما هستند؟&lt;BR&gt;آیا نام خلیج فارس مهم تر از جون ماست که توی تمام سایتها برای حفاظت ا زاون تلاش میکنیم ولی اصلا به فکر جون خود و کسان دیگر نیستیم؟ &lt;BR&gt;متاسفانه بد لیل استرس زیاد باز هم همه چیز رو فراموش خواهیم کرد ولی این آخرین حادثه نبود ومجددا تکرار خواهد شد. آیا دفعه بعد نوبت خانواده من است یا شما؟&lt;BR&gt;پس بیاید مسئولیت بپزیریم و از مطبوعات و رسانه ها که همکاران زیادی رو از دست دادند بخواهیم که ما رو یاری کنند و با یک اقدام همگانی و اجتماعی نه سیاسی با نوشتن یک نامه در چند زبان وقرار داد ن اون روی یک سایت اینترنی و تایید افراد دیدارکننده دنیا رو با خبر کنیم .&lt;BR&gt;ما هم همچون غربیها باید دفاع کردن از خود را بیاموزیم و برای دفاع از خود به قوانین خود اونها تکیه کنیم و با ارسال نامه به اونها سوال کنیم که آیا حقوق بشر made in west و یا اینکه بین المللی است؟&lt;BR&gt;اگر فقط بری غرب هستش پس چرا ماهانه در مورد حقوق بشر به کشورهای دیگر اعتراض میکنند؟&lt;BR&gt;اگربین المللی هستش پس چرا در موارد یگر (ارسال لوازم یدکی برای سلامت سفر افراد) استفاده نمیشه؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این تقاضا رو از تمام رسانه ها دارم که حداقل بخاطر همکاران از دست رفته خودشون چاپ کرده و یا ری سایت اینترنت خود بگذارند.&lt;BR&gt;متاسفانه بخاطر 20 سال دور بودن ازا یران نتونستم با کلام و گرامر خوب بنویسم. لطف کنید خطا ها رو اصلاح کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با تشکر&lt;BR&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;می دانم که این نظر را درج نخواهید کرد اما این مباحث شما ثانوی است مشکل سیستم پروازی ما اعمال تحریمهای ناشی از اتخاذ سیاست خارجی نامعقولی است که متأسفانه در انحصار عده ای لجوج است. برای انها جان شهروندان عادی که این مقدار اسلام به آن اهمیت داده ارزشی ندارد برای ایشان صاحبان قدرت البته آن هم از نوعی که مرضی آقایان باشد ارزشمند هستند لذا برای مسافرتهای خود هواپیماهایی که دست اندرکاران بازتاب بهتر از همه می دانند تهیه می بینند. به امید آن روز که از عقل، این نهمت خدادادی بهره بریم.&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;در رابطه با پاراگراف آخر این گزارش بهتر است توجه داشته باشید که در دنیای کنونی بهتر است یک آیتم دیگر نیز اضافه کنید . آن احتمال ساقط کردن هواپیماها به وسیله اشعه الکترومغناطیسی از طریق ماهواره های جاسوسی کشورهای پیشرفته مثل آمریکا و انگلیس و روسیه و اسرائیل است . این فناوری پیشرفته به آنها امکان می دهد تا از طریق اشعه الکترومغناطیس کلیه سیستم های الکترونیکی هواپیما را از کار بیاندازند . در این شرایط هواپیما در تله مغناطیس خود آنقدر می رود تا به زمین برخورد کند . یک کار دیگر از کار انداختن موتور هواپیما و حتی حرکت برعکس آن است . این در مواقعی است که آنها بخواهند سقوط را طبیعی جلوه دهند . اگر بخواهند به وسیله اشعه لیزری پر قدرت قادر به انفجار مخزن سوخت و یا موتور هواپیما و ساقط کردن آن ظرف مدت کوتاهتری نیز هستند . که در این صورت ممکن است به نظر طبیعی نرسد زیرا به نقص فنی مربوط نمی شود بلکه در هواپیما انفجار باعث ساقط شدن هواپیما شده است . به هر حال کشورهای پیشرفته قابلیت ساقط کردن هواپیما ها را از هوا دارند . مثلا می توانند کاری کنند که سیستم باز شدن چرخهای هواپیما از کار بیافتد چیزی که به نظر نقص فنی می رسد ولی به وسیله اشعه الکترومغناطیس آن قسمت را از طریق ماهواره از کار انداخته اند . بنا بر این بهتر است شما در سایت خود این مطلب را به عنوان نظر کاربر اعلام نمائید تا یک آگاهی عمومی داده باشید . البته این به این معنی نیست که هر سانحه هوائی عمدی است ولی وقتی مورد دار شود بایستی بررسی کاملتری انجام شود . &lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;آيا باز هم تقصيرها را به گردن خلبان مي‌اندازيم؟&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;من كه خلبان را نمي شناسم و ميزان تجربه و مهرت ار را هم نمي دانم، ولي بايد به او آفرين گفت كه در آن شرايط سخت توانسته هواپيما را با رساندن كمترين خسارت به اطراف در بين ساختمان ها فرود آورد. اين كار مهارت و جسارت زيادي ميخواهد.&lt;BR&gt;روح همه شان شاد و يادشان گرامي باد...&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اين هوا پيما در ساعت 1و25 دقيقه از بالاي منزل ما واقع در تهرانسر عبور كرد كه از بس صداي ان بلند بود من گفتم الان روي سر ما مي افتد اصلا مشخص بود كه صدا غير عادي و هوا پيما معيوب است . ارتفاع ان هم با زمين خيلي كم بود.به نحوي كه من مطمعن بودم سقوط مي كند.&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;خداوند رحمت كند خلبان و كادر پرواز را كه با نشستن در فضاي خالي (در آن شرايط بحراني)از برخورد به ديگر ساختمانها جلوگيري كردند و اگرنه....... &lt;BR&gt;اميدوارم ديگر شاهد سوانح هوايي و از دست دادن سرمايه هاي كشورمان نباشيم.&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;شايد هم احتمالات آخر درست باشد: اما نبايد فراموش كرد كه از مجموعه عوامل احتمالي ذكر شده, معمولا خلبان دارفاني را وداع مي گويد.&lt;BR&gt;پس فقط او هست كه نمي تواند از خودش دفاع كند. پس حتما مقصر است !!!&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بسیار توضیح بجائی بود ..مطمئنا خلبان بابک گوهری تمام تلاش خود را بکار بسته ...کاش از این مصیبت ها درس می گرفتیم .&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;چه فايده؟&lt;BR&gt;عقل همه ي ما كار مي كنه بررسي هامن هم دقيقه ولي همه بعد از وقوع واقعه! چرا قبل از هر فاجعه ي راهكاري براي آن نينديشيم؟چرا...........&lt;BR&gt;چرا..........................&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نتیجه میگریم سوار هواپیمای سي 130 نشيم&lt;BR&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بعد از انفجارهاي لندن كه آن هم براي همه مردم شوك بزرگي بود به نقل از يكي از شاهدان عيني، مردم و رهگذرها به جاي تجمع در محل كه كار امداد رساني نيروهاي متخصص را واقعا مشكل ميكند، هم از پاي رسانه هاي عمومي پيگير ماجرا بودند. اي كاش ما هم بتوانيم اين فرهنگ را جا بيندازيم كه در اين گونه موارد به جاي تجمع به عنوان تماشاچي در محل (بدون اينكه كاري از دستمان بربيايد) با ترك محل بزرگترين كمك را به مصدومان بكنيم تا آتش نشانان فداكار كه متخصص اين خدمات و امدادها هستند بهتر به كارشان برسند.&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اینان که برای شما اینقدر مهم بوده اند، آیا ارزش آن را نداشتند که یک هواپیمای مسافربری آنها را اعزام کند؟ باید همراه بار منتقل می شدند؟؟ خموش...خموش&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;و شاید نیست تا از خود دفاع کند مقصر شناخته میشود&lt;BR&gt;انا لله و انا الیه راجعون&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اطلاعات جالبي بود .&lt;BR&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;سلام واقعا تاثر انگيز است من كه نمي تونم باور كنم اين مرگ اين همه عزيز فقط بخاطر اشتباه خلباني كه خود قرباني اين حادثه هست رخ داده باشد . خدا مقصر ان را نبخشد&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;من هم به نوبه خودم به تمام مردم و خصوصآ داغ ديدگان محترم تسليت عرض ميكنم و به با گفته جنابعالي باوجود اشنا نبودن به سيستم هواي كاملا موافقم ميشد اين كارهارو كرد ولي خالي كردن اتوبان زمان زيادي ميبرد . اما بيانهاي اطراف بسيار فكر خوبي بود كه متاسفانه انجام نگرفت . بهرحال باعث شرمندگي و از دست دادن بسياري از هم وطنان عزيزمان شد . از لطف حضرت عالي هم متشكرم به عنوان يه ايراني پارسا &lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ما در ايران شاهد از اين قبيل حوادث هستيم و مسئولان هميشه مشكل را گردن كسي ديگر مي اندازند د اين هم نشانه ديداري انها مي باشد چون خلبان مرده و نميتواند از خودش دفاع كند ،مسئوليت را گردنش مي اندازند&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=NewsComments dir=rtl align=right&gt;
&lt;LI type=circle&gt;&lt;FONT color=#33ff00&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;من هم با نظر شما كاملا موافقم چون خلبان مانند يك سكاندار تمام تلاش خود را مي كند وكرده است&lt;/FONT&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Dec 2005 11:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه یار دبستانی؛روایتی از وقایع 16 آذر 1332 در دانشگاه تهران</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;BORDER-RIGHT: gray 1px dotted; PADDING-RIGHT: 3pt; BORDER-TOP: gray 1px dotted; PADDING-LEFT: 3pt; PADDING-BOTTOM: 3pt; BORDER-LEFT: gray 1px dotted; LINE-HEIGHT: 140%; PADDING-TOP: 3pt; BORDER-BOTTOM: gray 1px dotted; BACKGROUND-COLOR: #fffff7&quot; align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;g:\830915.16-azar_shohada_shariati-r.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; 
&lt;P class=titr2&gt;&lt;FONT color=#0033cc&gt;این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;BORDER-RIGHT: gray 1px dotted; PADDING-RIGHT: 3pt; BORDER-TOP: gray 1px dotted; PADDING-LEFT: 3pt; PADDING-BOTTOM: 3pt; BORDER-LEFT: gray 1px dotted; LINE-HEIGHT: 140%; PADDING-TOP: 3pt; BORDER-BOTTOM: gray 1px dotted; BACKGROUND-COLOR: #fffff7&quot; align=justify&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033cc&gt;«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر شریعتى‏&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;
&lt;P&gt;16 آذر سال 32 بود؛ نه! دو ماه قبل از آن، تاریخ 16 مهر 32.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیشتر از 50 روز از كودتاى آمریكایى ارتشبد زاهدى نگذشته بود. مردم هنوز درك كودتا برایشان سنگین بود. اولین تظاهرات یك پارچه مردم علیه رژیم كودتا در همین روز اتفاق افتاد؛ دانشگاه و بازار به طرفدارى از تظاهركنندگان اعتصاب كردند. تظاهرات به قدرى سنگین بود كه كودتاچیان وارد معركه شدند و طاق بازار را بر سر بازاریان خراب كردند و دكان‏هاى آنان را به وسیله مزدوران خود غارت كردند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;16 آبان سال 32 بود؛ كابینه زاهدى و دولت انگلستان براى تجدید روابط ایران و انگلستان كه در جریان ملى سازى نفت قطع شده بود، مخفیانه شروع به مذاكرات كردند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در تاریخ 24 آبان اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران مى‏آید. نیكسون به ایران مى‏آمد تا نتایج «پیروزى سیاسى امیدبخشى را كه در ایران نصیب قواى طرفدار تثبیت اوضاع و قواى آزادى شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتاى 28 مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمى مى‏نمود.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدى تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام كرد و قرار شد كه «دنیس رایت» ، كاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتى در گوشه و كنار به وقوع پیوست كه در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏اى دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رژیم شاه براى مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت (!) سفر نیكسون نیروهاى نظامى خود را در دانشگاه مستقر كرد؛ روز 15 آذر یكى از دربانان دانشگاه شنیده بود كه تلفنى به یكى از افسران گارد دانشگاه دستور مى‏رسد كه باید دانشجویى را شقه كرد و جلوى در بزرگ دانشگاه آویخت كه عبرت همه شود و هنگام ورود نیسكون صدها خفه گردد و جنبنده‏اى نجنبد...&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادى اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‏اى را پیش بینى مى‏كردند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دانشجویان حتى الامكان سعى مى‏كردند كه به هیچ وجه بهانه‏اى به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با كمال خون سردى و احتیاط به كلاس‌ها ‌رفتند و سربازان به راهنمایى عده‏اى كارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمى گذشت و چون بهانه‏اى به دست آنان نیامد به داخل دانشكده‏ها هجوم مى‏آوردند؛ از پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. بین دست گیر شدندگان چند استاد نیز دیده مى‏شد كه به جاى دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كامیون كشیده شدند؛ چون احتمال وقوع حوادث وخیم‏ترى مى‏رفت، لذا براى حفظ جان دانشجویان، دانشكده را تعطیل كردند و به آنها دستور دادند به خانه‏هاى خود بروند و تا اطلاع ثانوى در خانه بمانند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دانشجویان نیز به پیروى از تصمیم اولیاى دانشكده، محوطه دانشگاه را ترك مى‏كردند ولى هنوز نیمى از دانشجویان در حال خروج بودند كه ناگاه سربازان به دانشكده فنى حمله كردند. بهانه حمله آنان به دانشكده ظاهرا این بود كه در این گیر و دار دو دانشجوى رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض مى‏كنند. ارتشى‏ها براى دست‏گیرى آنان وارد دانشكده فنى وارد كلاس درس مهندس شمس مى‏شوند تا دانشجویان معترض را دست گیر كنند؛ وقتى مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در كلاس درس خود اعتراض مى‏كند او را با مسلسل به جاى خود مى‏نشانند و حتى یا شكنجه مستخدم دانشكده سعى مى‏كنند كه آن دو دانشجو را بیابند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس وقت دانشگاه تهران براى اینكه جلوى ناآرامى‏ها را بگیرد، كل دانشگاه تهران را تعطیل كرد. حضور نظامیان در صحن دانشكده فنى باعث شد كه بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عده‏اى از سربازان، دانشكده فنى را به كافى محاصره كرده بودند تا كسى از میدان نگریزد. آنگاه دسته‏اى از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشكده وارد شدند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اكثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهاى جنوبى و غربى دانشكده خارج شوند. در این میان بغض یكى از دانشجویان تركید و او كه مرگ را به چشم مى‏دید و خود را كشته مى‏دانست دگر نتوانست این همه فشار درونى را تحمل كند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شكل شعارى كوتاه بیرون ریخت: «دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!» . هنوز صداى او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص كه بین محوطه مركزى دانشكده فنى و قسمت‏هاى جنوبى، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینى عده زیادى از دانشجویان روى پله‏ها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مى‏خزید و ناله مى‏كرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى حتى یك قدم هم به عقب برنداشته و در جاى اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یكى از جانیان «دسته حاجیباز» با رگبار مسلسل سینه او را شكافت.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از پایان درگیرى‏ها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یكى از بیمارستان‏هاى نظامى تهران منتقل كردند. در حالى كه در درگیرى‏ها لوله شوفاژ در مقابل احمد تركید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح كرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتى تزریق خون به او ابا كردند و 24 ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مظلومیت قندچى به حدى بود كه حتى بعد از شهادت، به خانواده‏اش گفته بودند كه احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن كرده‏اند. برادر شهید قندچى گفت: «بعد از این كه فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن كرده‏اند با خانواده شریعت رضوى و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش كردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در كنار دوستانش به خاك سپردیم.» &amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در جریان درگیرى 16 آذر عده زیادى از دانشجویان كه تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند به ناچار به آزمایشگاه پناه بردند. پس از ختم گلوله باران دقیقه‏اى سكوت، دانشكده را فرا گرفت. ناگهان میان سكوت ناله بلندى به گوش رسید كه مانند دشنه در قلب‏ها فرو رفت و از چشم بیش‏تر دانشجویان اشك جارى شد. ناله‏هاى بلند سوزناك مى‏فهماند كه عده‏اى مجروح شده‏اند و در همان جا افتاده‏اند. اولیاى دانشكده، مستخدمان و چند نفرى از دانشكده پزشكى مى‏خواستند مجروحان را به پزشكى برده معالجه كنند ولى سربازان با تهدید به مرگ مانع این كار شدند. بدن مجروحان در حدود دو ساعت در وسط دانشگاه افتاده بود و خون جارى بود تا بالاخره جان سپردند. بدین ترتیب سه نفر از دانشجویان (بزرگ نیا، قندچى و شریعت رضوى) شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادى مجروح شدند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبر واقعه 16 آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز 17 آذر تمام دانشگاه‏هاى تهران و اغلب شهرستان‏ها در اعتصاب كامل به سر بردند؛ حتى بسیارى از دبیرستان‏ها هم با تعطیل كردن مدرسه خود هم دوش دانشگاهیان در تظاهرات علیه فجایع 16 آذر و سفر نیكسون به تهران شركت كردند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;براى كم رنگ كردن واقعه 16 آذر، جنایت كاران شروع به سفسطه كردند. در مقابل خبرنگاران گفتند كه: «دانشجویان براى گرفتن تفنگ سربازان حمله كردند و سربازان نیز اجبارا تیرهایى به هوا شلیك نمودند و تصادفا سه نفر كشته شد.» در همان روزها یكى از مطبوعات نوشت: «اگر تیرها هوایى شلیك شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!» &amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رژیم براى این كه واقعه 16 آذر زودتر از یادها برود از برپایى مراسم یادبود شهدا جلوگیرى كرد.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادر شهید شریعت رضوى مى‏گوید: «بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار كردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولى در مراسم چهلم به خاطر پافشارى زیادى كه كردیم فقط 300 كارت كه مهر حكومت نظامى روى آن خورده بود به من دادند. هر كس مى‏خواست به طرف امام زاده عبدالله برود كارتش را كنترل مى‏كردند.» &amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادر شهید بزرگ نیا نیز مى‏گوید: «از طریق علم، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد 200 هزار تومان خون بها بدهند كه جواب رد دادیم؛ بعد مى‏خواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت كردند. تا این كه خودم پیش سرتیب بختیار فرماندار نظامى رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقى افتاد خودم مسئول باشم.» &amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهى كه هنوز به خون دانشجویان بى گناه رنگین بود دكتراى افتخارى حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكى از روزنامه‏ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‏اى به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانى‏ها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستى از سفر مى‏آید یا كسى از زیارت بازمى گردد و یا شخصیتى بزرگ وارد مى‏شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوى و گوسفندى قربانى مى‏كنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقاى نیكسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى كردند.» &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Dec 2005 05:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش تصویری از سانحه سقوط هواپیمای C-130ارتش در منطقه مسکونی تهران</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-01.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-03.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-04.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-05.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-06.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-07.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-08.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;E:\840915.plane-crash-09.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Dec 2005 10:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تازه‌ترين اخبار از تلفات سقوط هواپيماي نظامي، تراژدي رسانه‌اي</title>
<link>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;ازدحام زياد مردم در بيرون و داخل شهرك توحيد، كار امدادگران را با دشواري روبه‌رو كرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بنا بر اين گزارش، مأموران آمبولانس‌هاي امدادي در حال نجات مصدومان هستند اما ازدحام زياد مردم، امدادرساني را با مشكل روبه‌رو كرده و احتمال مي‌رود، كندي انتقال مجروحان به بيمارستان، منجر به مرگ آنان شود.&lt;BR&gt;با تلاش‌هاي گسترده مأموران آتش‌نشاني، آتش بلوك 50 شهرك توحيد مهار شده است اما به علت حرارت زياد، هر لحظه احتمال مي‌رود فرو ريخته، به ديگر ساختمان‌ها صدمه وارد آورد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مصدومان حادثه به شدت نياز به پتو دارند و به دليل وجود آپارتمان‌ها در شهرك توحيد، يك بالگرد از بالا محموله پتو را پايين انداخته تا در اختيار كساني كه دچار سوختگي شده‌اند، قرار گيرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برخي از ساكنان منطقه دچار صدمه يا بيهوشي شده‌اند. هم‌اكنون براي تسريع در امدادرساني امدادگران درب شهرك را شكسته‌اند و يك لودر تاكنون موفق به ورود به شهرك شده است.&lt;BR&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&amp;nbsp;طبقه‌اي كه بال هواپيما به آن اصابت كرده، خالي از سكنه بوده، اما موج انفجار،‌ شكستن شيشه‌ها و ازدحام، منجر به مجروح شدن تعداد زيادي از ساكنان بلوك 50 شهرك توحيد شده است. اما به نظر مي‌رسد كسي از ساكنان ساختمان فوت نكرده است. &lt;BR&gt;موج انفجار حتي به تعدادي از خودروها نيز اصابت كرده و منجر به آتش‌سوزي آنها شده است. نيروهاي انتظامي مستقر در محل يك سارق را نيز كه قصد سرقت از برج را داشت دستگير كرده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;قاليباف، شهردار تهران اولين مقامي بود كه خود را با موتورسيكلت به محل رسانده و ذوالقدر، معاون امنيتي ـ انتظامي وزير كشور هم در محل حادثه حضور يافته‌است.براثر سقوط هواپیمای C130 در شهرک توحید و برخورد با مجتمع مسکونی 10 طبقه ، 36 واحد مسکونی هم در آتش سوخت. &lt;BR&gt;به گفته شاهدان عینی حتی یک قطعه یک متری نیز از هواپیما به جای نمانده است .&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0066&gt;&lt;STRONG&gt;اسامي قربانيان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;رئيس مركز اورژانس كشور گفت: مجروحان حادثه سقوط هواپيما به بيمارستان‌هاي ميلاد، شريعتي، فياض بخش و حضرت رسول اكرم(ص) منتقل شدند و مجروحان سرپايي نيز با ايجاد بيمارستان سيار در محل حادثه مداوا شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;بررسي‌ها از درگذشت تمام سرنشينان هواپيماي نيروي هوايي حكايت دارد و زنده ماندن آنها بعيد به نظر مي‌رسد.&amp;nbsp;اين هواپيما حامل بيش از 100 مسافر و خدمه بوده است و&amp;nbsp;جمعي از خبرنگاران رسانه‌ها و خبرگزاري‌هاي كشور و مسئولان روابط عمومي ارتش جمهوري اسلامي نيز در اين هواپيما حضور داشتند. &lt;BR&gt;اين خبرنگاران براي پوشش خبري مانور آبي ـ&amp;nbsp;خاكي در منطقه چابهار اعزام مي‌شدند.&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;اسامي 69 نفر از ليست مسافرين پرواز هواپيماي سي - 130 سانحه ديده كه تاكنون اعلام شده ، به شرح ذيل است: &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;1- اسماعيل عمراني - خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;2 - محمد حسن قريب - عكاس خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;3- داريوش شاهين واحد مركزي خبر &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;4- محمود ايل‌بيگي واحد مركزي خبر &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;5- محمود توران‌پشتي واحد مركزي خبر &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;6- مجيد عسگري واحد مركزي خبر &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;7 - ابراهيم بقايي واحد مركزي خبر &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;8 - سيد يحيي مهدوي واحد مركزي خبر &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;9 - محمدرضا شادروح شبكه يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;10 - حميدرضا خيرخواه شبكه يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;11 - حسن نجفي شبكه‌ يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;12- علي‌زاده شبكه يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;13 - رمامي شبكه‌ يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;16- تاجيك شبكه يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;17- سيد هادي حسيني شبكه يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;18- جليل حيدري‌زاده شبكه يك گروه اجتماعي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;19- كاظم‌نژاد سرويس عكس كيهان &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;20- احمد كربلايي همشهري &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;21- ميرافضلي ايرنا &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;22- سپهدار ساجدي ايرنا &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;23- مسعود جان‌نثاري صدا راديو &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;24- امير صحرايي صدا راديو &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;25- بابك غياوث‌وند مستندسازي معاونت سيما &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;26- ميرزايي مستندسازي معاونت سيما &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;27- فريس‌آبادي مستندسازي معاونت سيما &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;28- نصرالله‌زاده عوامل فني واحد سيار &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;29- رحيمي عوامل فني واحد سيار &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;30- استوار سجاد اسدي عوامل فني واحد سيار &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;31- غلامرضا بيات عوامل فني واحد سيار &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;شبكه‌ي خبر &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;32- عليرضا افشار &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;33- حسين عرب‌احمدي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;34- مهدي اناري &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;35- حسن حيدري &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;36- جواد فراهاني &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;37- محمدرضا احمدي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;38- حبيب اسدي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;39- منصور محمودي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;40- مهدي يونسي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;41- حسين باباپور &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;42- حسين خسروآبادي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;43- سپهدار مهاجري &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;44- مكي‌آبادي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;45- خداعفو عبدياني &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;46- سيد حسن شيرازي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;روابط عمومي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;47- محمدعلي بخشي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;48- ناوبان يكم عليرضا ارسطويان &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;49- ناوبان دوم مهدي صادقي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;50- ناوبان دوم محمدباقر بابارشاني &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;51- مقصودي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;52- روح‌الله احمدون &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;53- ناواستوار وظيفه علي عليزاده &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;54-قمصري &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;55- عليرضا خدادادي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;56- مهناوي يكم حسين آزموده &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;57- آرمان‌نسب &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;58- ستوان بابايي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;59- صفري &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;60- محمديان &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;61- مهدي ابراهيمي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;62- حسين مشكين &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;63- ناوسروان علي‌اصغر سليماني &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;64- ستوان يكم قاسم محمدي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;65- محمدرضا سليماني &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;66- حجت‌الاسلام محدث &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;67- سرتيپ دوم عباس واعظي معاون روابط عمومي كل ارتش جمهوري اسلامي &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;68-صادق نيلي خبرنگار خبرگزاري فارس &lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;69- عليرضا برادران عكاس خبرگزاري فارس &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Dec 2005 10:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aboozarlibrary&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>aboozarlibrary</dc:creator>
<guid>http://aboozarlibrary.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
