آيا باز هم تقصيرها را به گردن خلبان مياندازيم؟(روايت يك كارشناس هوايي شاهد سانحه)
فاجعه سقوط هواپيماي «C-130»، فاجعه تلخي بود كه همه ما را منقلب كرد. ديدن هواپيمايي كه بدون تعادل در هوا در حال سقوط است، صحنهاي عادي نيست و همه بينندگان را بر جاي ميخكوب ميكند. شايد درك اوضاع شاهدان واقعه 11 سپتامبر هماكنون براي شاهدان اين حادثه عينيتر باشد.
چند دقيقه پس از سقوط هواپيما، موفق به ورود به داخل شهرك توحيد در سهراه آذري ـ مربوط به خانوادههاي پرسنل نيروي هوايي ـ شدم؛ جمعيت ازدحام زيادي را در درب شهرك ايجاد كرده بودند.
به رغم گفته برخي افراد كه آمبولانسها و آتشنشانيها دير در محل حاضر شدند، بايد گفت حضور آتشنشانها و آمبولانسها ظرف پنج تا پانزده دقيقه، نشاندهنده تلاش سريع همه ارگانها براي كمك رساندن به مصدومان حادثه بود كه با حضور در محل، سريعا به اطفاي حريق ناشي از انفجار هواپيما پرداختند. تلاش آتشنشانها براي راه يافتن به داخل ساختمان و مهار شعلههاي مرگآور آتش، تلاشي قابل تحسين بود. اما چه سود كه انفجار هواپيما همه سرنشينان را روانه ديار باقي كرده بود. تلاش براي نجات ساكنان آپارتمان و منطقه، تنها اميد باقيمانده بود.
همكاري نيروهاي اورژانس، آتشنشاني، هلال احمر و در كنار آنان، پرسنل و سربازان نيروي هوايي، نيروي انتظامي و ساكنان شهرك توحيد، همه را به هيجان آورده بود.
با مهار آتش توسط آتشنشانان در حدود ساعت 15:30 الي 16، تلاش براي خروج اجساد از لاشه هواپيما آغاز شد؛ صحنههايي كه نگفتن آنها بهتر از گفتن است.
در اين ميان، بايد به نكته مهمي نيز توجه كرد: ازدحام بيش از حد مردم در بيرون شهرك توحيد و خيابانهاي اطراف، كار را براي امدادرسانان بسيار مشكل كرده بود. ترويج فرهنگ ايمني در اينگونه مواقع، يكي از كارهاي اساسي صداوسيما و رسانههاي جمعي است كه باعث نجات جان انسانهاي بسياري خواهد شد. اين ازدحام مردم، باعث كندي در آمدورفت ماشينهاي كمكرساني شده بود، به نحوي كه با تمام شدن آب بيشتر ماشينها، عمليات اطفاي حريق، براي مدتي با كندي دنبال شد.



كمكرساني از راه هوا و از طريق بالگردهاي هلال احمر و منطقه هوايي مهرآباد نيز از نكات قابل ذكر حادثه ديروز بود كه به رغم فضاي كم در ميان آپارتمانها براي فرود، تا حد ممكن به زمين نزديك شده و كمكها را به پايين پرتاب ميكردند و حتي در يك مورد، بالگرد هلال احمر نيز در محوطه باز در كنار آپارتمان به طور كامل فرود آمد.

سكنه شهرك توحيد، با بهت تمام به ساختمان خيره شده بودند، ساختماني كه تا ساعتي قبل، شايد بارها به آن رفتوآمد كرده و دوستان و آشنايان و همكاران زيادي در آن داشتند. خوشبختانه طبقه اول آپارتمان كه بال هواپيما به آن برخورد كرده بود، خالي از سكنه بود. اما موج انفجار و حريق، باعث مجروح شدن عدهاي از ساكنان شده بود. عدهاي از ساكنان سخت ميگريستند و عدهاي از آنان نيز در پشت درهاي شهرك، با خواهش و تمنا قصد ورود به شهرك براي يافتن خانواده و بستگانشان را داشتند كه با سد مأموران روبهرو شده و به سختي در حال تلاش براي شكستن سد بودند.
عمق فاجعه زماني آشكار ميشود كه درباره تواناييهاي هواپيماهاي «C-130» بيشتر بدانيم. هواپيماهايي كه اگرچه قديمي هستند، اما به علت تواناييهاي فوقالعاده آنان، به عنوان ايمنترين هواپيماها شناخته شدهاند.
اين هواپيماهاي ترابري كه براي نخستين بار، چهار فروند از آنها در خرداد ماه سال 42 و با نام مستعار «هركولس» به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران درآمد، اولين هواپيماي چهارموتوره و نخستين هواپيماي جت ملخدار ترابري به شمار ميرود كه وارد خدمت نيروي هوايي شدهاند. موتورهاي اين هواپيما از نوع توربوپراپ (جت ملخدار) و داراي گنجايش 93 نفر سرباز با تجهيزات كامل يا 64 نفر چترباز با تمام وسايل و يا 73 بيمار با برانكارد و دو نفر پرستار بوده و قادر به حمل حداكثر 22 تن بار و به طور عادي 18 تن بار و مجهز به دستگاه تهويه كامل داخلي و تأمين فشار هوا در ارتفاع بالاست. حداكثر وزن قابل تحمل هنگام برخاستن، 61.234 كيلوگرم بار و وزن عملياتي آن 31.433 كيلوگرم است. شعاع عملش با حداكثر بارگيري 3420 كيلومتر و با 1134 كيلوگرم بار، 4988 كيلومتر است. طول باند لازم براي فرود هواپيما با بارگيري كامل در ارتفاع سطح دريا، تنها 2/1 كيلومتر است.
هواپيماي «C-130» در ارتش آمريكا در عملياتهاي صلحي و جنگي كارآيي زيادي دارد و براي مأموريتهاي مختلف در شرايط آبوهوايي متفاوت و در قطب جنوب از آن استفاده ميشود.
طراحي قابل انعطاف هركولسها باعث تناسب آنها با انجام مأموريتهاي مختلف است و به اين هواپيما اجازه ميدهد تا نقش چند هواپيما را ايفا كند.
«C-130j» آخرين مدل طراحيشده اين هواپيماست كه نسبت به مدلهاي پيشين آن سريعتر و پرقدرتتر است.
پس از طراحي نخستين مدل اين هواپيما (C130A) به تعداد 219 فروند، حدود چهار دهه پيش تاكنون مدلهاي زيادي از آن توليد شده است. «C130B»، دومين مدل آن بود كه در مي 1959 (1338) وارد خدمت نيروي هوايي آمريكا شد و سپس چهار سال بعد به خدمت نيروي هوايي ارتش ايران نيز درآمد.
بعدها نيروي هوايي با مدلهاي جديد و نيرومندتري از اين نوع هواپيما تجهيز شد. اين هواپيماها كه به خاطر قدرتشان به «هركولس» معروفند، توانايي پرواز با دو موتور (از چهار موتور) را نيز دارند. به اين ويژگي بايد تواناييهاي ديگري از جمله فرود با سينه بدون استفاده از چرخ را نيز اضافه كرد.




به اين ترتيب، هواپيماي «C-130» نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي كه ديروز در اثر نقص فني و در مسير بازگشت سقوط كرد، ميتوانست در مكانهايي مانند فرودگاه امام خميني، اتوبان قم و حتي دشتهاي اطراف منطقه نيز فرود اضطراري نمايد. كما اينكه بارها و در كشورهاي مختلف شاهد فرود آمدن اضطراري هواپيماها در اتوبانهاي كشورهاي مختلف بودهايم و به هر حال امكان فرود در مناطق گفتهشده با توجه به وضعيت اضطراري هواپيما و تواناييهاي هواپيماهاي «C-130» گفتهشده وجود داشته است.
متأسفانه در بيشتر اين حادثهها، خلبان مقصر شناخته ميشود در حالي كه در اينگونه موارد، خلبان تنها حلقه آخر و كاملكننده اشتباهاتي است كه ممكن است پيش از آن رخ داده باشد. هيچگاه در اين موارد نبايد تيم فني، آشيانه هواپيما، برج مراقبت، اتاق كنفرانس مديران شركت يا سازمان مربوطه را فراموش كرد. درواقع خلبان در اين موارد تنها نقش دروازهبان را در تيم فوتبال ايفا ميكند كه به هر حال چون حلقه آخر اين زنجيره به هم پيوسته است، اكثرا همه اشتباهات به وي نسبت داده ميشود.
ميخواستم در جواب آن دوستي كه احتمال ساقط شدن هواپيما از طريق اشعه الكترومغناطيسي را ابراز كردند بگويم كه اينجانب بعنوان يك متخصص در علوم ليزر و امواج الكترومغناطيسي اينچنين ادعاهايي را كاملا غلط ميدانم. ايچنين اشعه هايي كه ايشان تعريفش را كردند فقط در داستانها و فيلم هاي خيالي ميتوان يافت و تاكنون كسي نتوانسته با اشعه ليزر هواپيما و يا موشكي را از فاصله دور و يا حتي از ماهواره نابود كند.
بنده با استفاده از شبيه ساز پرواز ، نقص فني در دو موتور هواپيما را شبيه سازي كردم و ديده شد كه اگر حتي دو موتور از چهار موتور از كار بيفتد باز هواپيما قادر به پرواز است البته بشرطي كه هر دو موتور از چپ يا راست نباشند. در مواقعي كه موتور دچار اشكال مي شود هواپيما قدرت مانور خود را بشدت از دست مي دهد و لذا نبايد با دور زدن يا بي جهت ارتفاع گرفتن به هواپيما فشار آورد چراكه باعث استال مي شود. با توجه به نقص فني گزارش شده ، مرحوم خلبان نهايت تلاش خود را كرده اند و جداً قابل تحسين است ، خدا رحمتشان كند. به نظر بنده اشكال اصلي در نحوه مديريت پرواز بوده است يعني تا جايي كه امكان داشته نبايد هواپيما به مهرآباد بر مي گشت.
2- صدا و سيما خوب گل كاشت! آيا خون حميد خيرخواه كه اينهمه برايش گريه كردند از خون كاپيتان گوهري رنگين تر بود؟ آيا خون فلان جوان 21 ساله صدا و سيما از خون امير ارتش كه پدرش درآمده و عمري از ش گذشته تا امير شده و در صحنه جنگ سالها رشادت داشته رنگينن تر است؟ چرا همه دم از شهداي عرصه خبر ميزنند؟ بقيه چي؟ به هلاكت رسيده اند؟!!!
حاشا به غيرتتان! همه به دنبال پيدا كردن مقصر حادثه اند! بابا جان! علت اين حادثه اينه كه ما نميتونيم هواپيما بخريم و جايگزين كنيم! چرا ؟ پيدا كنيد پرتغال فروش را... اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست...
سلام بر شمااصحاب رسانه.باعرض تسلیت.
خلبان این هواپیمایکی از اقوام ما بودند.
ذکرچندنکته لازم است:
_این هواپیما،باری بوده نه مسافربری.
_اخرین خلبانی که با این هواپیما پروازکرده امیدی به فرود نداشته و از فرودموفقیت آمیز خودمتعجب شده.
_وقتی شهیدبابک گوهری از پروازبا این هواپیماامتناع میورزدبه اومی گویند:"دوتاپیچه دیگه تو پروازکن ،خودشون خودبه خودسفت میشن."
_همچنین تصمیم به تعویض خلبان داشته اند.
_شهیدگوهری وهمسرشان منتظر تولد اولین فرزندشان بودند.
_ازقرارمعلوم خلبان چندباراجازه ی فرود در مناطق غیرمسکونی میخواهد که اجازه داده نمیشود.
باتوجه به این نکات ودهها مسئله ی دیگر،ماکه هنوز ربط این سانحه را به قضاوقدرالهی نفهمیده ایم.آقایان کم کاریهای خودشان را با احساسات دینی مردم توجیه میکنند.
ازخدا مایه میگذارند.
واقعا که ........
میخواستم در رابطه با خلبان بابک گوهری که هم دوره ای من بود بگویم
اینکه همیشه مظلوم بود
اینکه در رسانه ها از او یادی نشد
اگر شما ها یادتان رفته میتوانید به آرشیو فیلمهای زلزله بم توجه کنید که بابک چقدر آنجا پرواز کرد و در حمل مجروحان و اجساد کمک میکرد.
میتوانید سابقه درخشان پروازی او را ببینید و اینکه میخواستم به صنف خبرنگاران یادآوری کنم که اون هواپیما خلبان داشته و خلبانش هم آدم بود و مثل بقیه زندگی را دوست داشت. برای خلبان شدن بیشتر از 5 سال زندگی شبانه روزی را تحمل کرد و دوره های سختی را پشت سر گذاشت.
خوشحالم از اینکه در هواپیمای اون خبرنگاران هم بودند!
و گرنه حتی کسی نمیفهمید که بابک شهید شده، باز هم به هوای خبرنگارا اسم اون میاد!
زیاد پیش اومد که خلبانی در حین انجام وظیفه به شهادت رسید ، اما شما در رسانه هایتان این عبارت را بکار بردید:
هر دو خلبان آن جان باختند!
حتی از بکار بردن لفظ "شهید" ابا داشتید!
باز هم خدا را شکر که اینبار بابک بر خلاف دیگر همدوره ایهایم در کنار افراد خبرساز بود! نه مثل :
سروان شهید اکبر قریشی
سروان شهید رضا رحمانی
سرگرد شهید موسی الرضا پور رحمتی
سرهنگ شهید مظاهر رضائیان
و ...
که در همین دو سال اخیر ، به قول شماها، جان باختند!
خداوند همه آنها و ما وشما را بیامرزد و به ما انصاف دهد.
باور کنید اگر کسی برای کشورش بمیرد شهید است حتی اگر خلبان ارتش باشد!!!
خيلي حرفها زده مي شود-اظهار نظر ها زياد است.ولي بايد فقط يكي واقعيت داشته باشد كه ما مطمئين نيستيم كدام است خلبان-برج مراقبت-نقص فني-و...
نبايد از اين حادثه به راحتي گذشت چرا كه آنها هم حق زندگي و حيات داشتند .آنها هم خانواده داشتند.حتي بهتر از خيلي ها بودند كه زنده بودنشان تاثيري در جامعه ندارد(خودم) ريختن خون بي گناه روي زمين عاقبت خوشي ندارد پس كليه مسئوليني كه مي توانند كاري انجام دهند بايد براي پايمال نشدن خون اين عزيزان از دست رفته بپا خيزند و در اين راه فقط به خدا توكل نمايند چون در غير اينصورت در جهان آخرت بايد پاسخگو باشند.
خدايا وحشت و هراس آخرت را از دلهاي ما جدا مكن آمين
بازتاب عزیز وقتی خبرهای تو را می خوانم به من ارامش می داد! چون می بینم به فکر میهن هستید! منتظر خواندن خبرهای خوب از هستند!
متاسفانه باز هم ما فرزندان لایق خود رو از دست دادیم و خانوده های زیادی بی پدر و شوهر شدند.
حال چه کنیم؟
آیا نباید به احترام اون عزیزان حداقل به چندین سازمان غیر دولتی بین المللی نامه ای اعتراض آمیز بنویسیم و از طریق اونها دنیا رو با خبر کنیم که حامیان (مثلا) حقوق بشر با عدم ارسال لدازم یدکی ویا فروش هواپیما موثر در چنین اتفاقاتی هستند؟
آیا نباید دلمان برای فرزندان عزیز خودمون بسوزه؟ چطور به خاطر فلسطینیان به خیابان میرویم و برای آنها دسوزی میکنیم ولی برای فرزندان خود نه، آیا اونها عزیز تر از فرزندان ما هستند؟
آیا نام خلیج فارس مهم تر از جون ماست که توی تمام سایتها برای حفاظت ا زاون تلاش میکنیم ولی اصلا به فکر جون خود و کسان دیگر نیستیم؟
متاسفانه بد لیل استرس زیاد باز هم همه چیز رو فراموش خواهیم کرد ولی این آخرین حادثه نبود ومجددا تکرار خواهد شد. آیا دفعه بعد نوبت خانواده من است یا شما؟
پس بیاید مسئولیت بپزیریم و از مطبوعات و رسانه ها که همکاران زیادی رو از دست دادند بخواهیم که ما رو یاری کنند و با یک اقدام همگانی و اجتماعی نه سیاسی با نوشتن یک نامه در چند زبان وقرار داد ن اون روی یک سایت اینترنی و تایید افراد دیدارکننده دنیا رو با خبر کنیم .
ما هم همچون غربیها باید دفاع کردن از خود را بیاموزیم و برای دفاع از خود به قوانین خود اونها تکیه کنیم و با ارسال نامه به اونها سوال کنیم که آیا حقوق بشر made in west و یا اینکه بین المللی است؟
اگر فقط بری غرب هستش پس چرا ماهانه در مورد حقوق بشر به کشورهای دیگر اعتراض میکنند؟
اگربین المللی هستش پس چرا در موارد یگر (ارسال لوازم یدکی برای سلامت سفر افراد) استفاده نمیشه؟
این تقاضا رو از تمام رسانه ها دارم که حداقل بخاطر همکاران از دست رفته خودشون چاپ کرده و یا ری سایت اینترنت خود بگذارند.
متاسفانه بخاطر 20 سال دور بودن ازا یران نتونستم با کلام و گرامر خوب بنویسم. لطف کنید خطا ها رو اصلاح کنید.
با تشکر
روح همه شان شاد و يادشان گرامي باد...
اميدوارم ديگر شاهد سوانح هوايي و از دست دادن سرمايه هاي كشورمان نباشيم.
پس فقط او هست كه نمي تواند از خودش دفاع كند. پس حتما مقصر است !!!
عقل همه ي ما كار مي كنه بررسي هامن هم دقيقه ولي همه بعد از وقوع واقعه! چرا قبل از هر فاجعه ي راهكاري براي آن نينديشيم؟چرا...........
چرا..........................
انا لله و انا الیه راجعون
